شبی که دلها را زنده میکند
میلاد آقای ما فرا رسیده و همه خوشحالند. در این چند روز احساس می کنید مردم با هم مهربانتر شده اند و دل ها نسبت به هم رفیق تر و رقیق تر شده است .کوچه ها و خیابان ها حال و هوای دیگری دارد هر کس به اندازه وسعش می خواهد محبتش را به حضرت ثابت کند.احساس می کنی همه اهل بیت در این شب و روز خوشحالند و حضرت زهرا از همه خوشحال تر است.پس چه فرصت مناسبی است برای گرفتن عیدی از اهل بیت ….
اما شب نیمه شعبان: پس از شب های قدر یکی با فضیلت ترین شب هاست . تا حدی که در روایتی از امام سجاد علیه السلام داریم : هر کس این شب را احیاء بدارد در روزی که دلها میمیرند دل او نمیمیرد. ودر روایتی دیگراز امام جعفرصادق(ع) داریم که فرمودند: از پدرم امام محمدباقر(ع) درباره فضیلت شب نیمه شعبان پرسیده شد و آن حضرت در پاسخ فرمود: این شب، پس از شب قدر، افضل شب ها است. در این شب، خداوند سبحان فضل خویش را بر بندگانش عطا می کند و به کرم خویش، آنان را می آمرزد. پس تلاش و کوشش کنید در این شب برای تقرب به خدا، زیرا خداوند سبحان بر خودش لازم دانسته است که هر کسی از وی حاجتی خواهد، وی را رد نکند و حاجتش را اجابت نماید، مگر آن که معصیتی را از وی بخواهد.
شب نیمه شعبان شب استغار و انابه در درگاه الهی است تا حدی که در روایات آمده است خداوند در این شب به تعداد موها و پشمهای چهارپایان ،بندگانش را از آتش جهنم آزاد میکند.پس چه نیکوست با یک برنامه ریزی مناسب هم از جشن های نیمه شعبان بهره مند شویم و هم از لذت احیا و شب زنده داری در این شب که درهای رحمت خداوند در آن گشوده می شود و فقط باید کمی همت داشت و از خداوند توفیق توبه طلبید تا آمرزیده شوی.
اللهم عجل لولیک الفرج
اعمال شب و روز نیمه شعبان
و آن شبى است که قرار داده حق تعالى آن را از براى ما به مقابل آن که قرار داده شب قدر را براى پیغمبر ما صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله. پس کوشش کنید در دعا و ثنا بر خداى تعالی و از جمله برکات این شب مبارک آن است که ولادت با سعادت حضرت صاحب عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر این شب سال دویست و پنجاه و پنج در سامراء واقع شده و باعث مزید شرافت این شب مبارک شده است.
و مبارک باشد بر شما این نیمه ی شعبان

لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید...
شکوفه نرگس بر دامان عطرآگین نرجس شکفت, و آشیان دل هایمان را به شبنم نگاهش بر افروخت. و گلبرگ خشکیده جانهایمان را به نسیم کلامش به بهار کشید. کنون با دل هایی آکنده از شور و شعف میلاد آن خورشید پنهان, و در هاله ای از غم انتظار شاخه های نرگس محبت خود را به پای آن امام رئوف می فشانیم و طلوع آن خورشید را از پس ابر غیبت از خداوند طلب می کنیم …

حیف بود "آقا سعید" رئیس جمهور شود!
از سعید جلیلی سخن می گوییم. از مردی که تمام مدت انتخابات و از همه تریبونها درباره "آزاد شدن ظرفیت ها" گفت، تا آنجا که لفظ "ظرفیت" به کلام بقیه کاندیداها نیز راه یافت و البته برخی تعابیر طنز هم نیز از آن استخراج کردند. اما به واقع خود "آقا سعید" عالی ترین ظرفیتی بود که بلاخره از میزهای بررسی و مذاکره، اتاقهای فکر، جلسات تصمیم گیرهای کلان و کلاسهای درس دانشگاهی اش برای امت حزب الله و به ویژه بچه حزب اللهی های جامعه که تشنه شنیدن حرفهای او بودند، آزاد شد.
اکنون، پس از 24 خرداد 92 دیگر کسی از شخصیتی به اسم سعید جلیلی تنها مذاکرات هسته ای را به یاد نمی آورد؛ بلکه او را با اندیشه های آرمانی و تلاش برای ارائه الگوی عملیاتی از گفتمان اصیل اسلام انقلابی می شناسند. اکنون این تصویر ذهنی عمومی از یقه دیپلمات، کلام با تأنی، لبخندهای نرم و راه رفتن در کنار کاترین اشتون گذر کرده و به مردی با موهای جوگندمی رسیده که با چفیه ای برگردن و پیراهن خوش دوخت دو جیب که روی شلوار قرار گرفته به ابراز احساسات جمعیت مشتاق پاسخ می دهد و برای آنها آرمانهایشان را فریاد می زند. حالا دیگر همه می دانند که دیپلمات باوقار عرصه های حساس، یک بچه بسیجی خاکی است که (هرچند همیشه خودش از اشاره به آن پرهیز می کند اما) هر گام راه رفتنش با پای مصنوعی، افتخار سالهای جنگ و دفاع را زنده می کند.
واقعا اگر چنین کسی در این انتخابات رئیس جمهور می شد، به واسطه سنگینی مسئولیت و کار فراوان، آنقدر دست نیافتنی می ماند که شخصیتش پیش از آنکه به درستی شناخته شود، در پس فضای غبار آلود سیاسی و اقتصادی محو می شد. مطئنا او آنچنان آماج توهین های ناجوانمردانه و حمله های تبلیغاتی رسانه های دشمن قرار می گرفت که شاید هیچ وقت فرصت شناخت صحیح از او دست نمی داد. حتی ممکن بود در کشاکش مسئولیت دچار تغییراتی شود که لایه های شخصیتی او را در پس حوادث مخفی کند. درست مثل سرنوشتی که رئیس جمهوری مردمی چون محمود احمدی نژاد به آن دچار شد.
این روزها "آقا سعید" بچه بسیجی ها هرچند مرام قبلی حفظ کرده اما در جریان انتخابات به تجربه های گسترده ای دست یافت که می تواند بیش از پیش از آن استفاده کند. مطمئنا او بیش از پیش به میان جوانان فعال عرصههای فرهنگی و اجتماعی می آید و مهمترین سرمایه او کادرسازی و گسترش ارتباط با بدنه فعال اجتماعی خواهد بود که در کمترین حالت حائز 4 میلیون رای ارزشمند است. بر خلاف دکتر معین سال 84 که با چهار میلیون رای، تاریخ مصرف سیاسی و اجتماعی اش برای جریان اصلاحات تمام شد و به عرصه دانشگاهی بازگشت، دکتر جلیلی راه روشن و پرامیدی را پیش رو دارد. راهی که هرچند طولانی است اما آغاز تحقق شعار اصلی او یعنی آزاد سازی ظرفیت هاست. از همین روست که می گوییم حیف بود "آقا سعید" رئیس جمهور شود.آقاي من!
مولاي غريب و تنهاي من! مضطر فاطمه عليها السلام!
پدر مهربان اهل عالم!
مي خواهم غربتت را حکايت کنم؛ غربتي که دوازده قرن است ريشه دوانيده؛ غربتي که اشک آسمان و زمين را جاري ساخته؛ غربتي که حتي براي برخي محبانت ، غريب و ناشناخته است؛ غربتي که اجداد طاهرينت پيش از تولد تو بر آن گريسته اند.
متحيرم کدامين مصرع از اين مثنوي « هفتاد من کاغذ» را بازخواني کنم؟
کدام سطر، کدام صفحه و کدام فصل از مجلدات اين کتاب قطور را باز نويسم؟
من از تصوير اين غربت و غم ناتوان ام.
از کجا آغاز کنم؟ از خود بگويم يا از ديگران؟ از نسل هاي گذشته بگويم يا از نسل امروز؟ از دوستان شکوه کنم يا از دشمنان؟ از عوام گلايه کنم يا از خواص؟
از آناني بگويم که خاطر شريف تو را مي آزارند؟ از آن ها که دستان پدرانه و مهربانت را خونريز معرفي مي کنند؟ از آن ها که چنان برق شمشيرت را به رخ مي کشند که حتي دوستانت را از ظهورت مي ترسانند؟ از آن ها که تو را به دور دست ها تبعيد مي کنند؟ از آن ها که به نام تو مردم را به دکه هاي خويش فرا مي خوانند؟ از آن ها که همواره بر طبل نوميدي مي کوبند و زمان ظهورت را دور مي پندارند؟ از آن ها که تو را آن گونه که خود مي پسندند- و نه آنگونه که هستي و مي خواهي – نشان مي دهند؟ آن ها که غيبتت را به منزله « نبودنت» تلقي مي کنند؟
مولاي من .... گويا همه چيز، دست به دست هم داده است تا شما در غربت بمانيد! لشکريان ابليس هم روز و شب در کارند. نمي دانم چه کساني واقعا تو را و ظهور تو را مي خواهند؟ خدا مي داند و تو! اما اين را مي دانم که پس از گذشت دوازده قرن از شروع غيبت، هنوز پيروز اين ميدان، ابليس و لشکريان انس و جن اويند که در کشاکش غيبت و ظهور، شب ظلماني غيبت را تا هم اکنون امتداد داده اند.
از خود آغاز مي کنم که اگر هرکس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد...
رفاقتها بایدجای رقابت را پر کنند/رئیسجمهور منتخب،رئیسجمهورهمهملت است/اکنون وقت کار است/تشکر از

نداشتن برنامه جهت تربیت فرزندان در عصر ظهور
روزجمعه ای است و من از دعای ندبه برگشته ام. در حال گفتگو با خانواده هستم تلویزیون در حال پخش و برنامه است.الان همان هنگامی است که امام زمان <ارواحنا فداه> آهنگ حرکت به سوی دعوت کنندگان نموده اند
آه اکنون تلویزیون در حال پخش برنامه فیتیله برای کودکان است و از تمام خانه های شهر،صدای آهنگ به گوش می رسد.آهنگ هایی که اگر نتوان گفت مطرب و حرام است.قطعا می توان حکم به شبه ناک بودن آن داد اکنون می فهمم آن حس غریب امام که هنگام عزم حرکت برایشان ایجاد شد چیست؟ خدای من مرا ببخش مگر می توان تصور نمود،امام وارد خانه ای شود که در آن آهنگ حرام یا شبه ناک به گوش می رسد
شاید عزیز بگوید:خب امام تشریف بیاورند،ما تلویزیون را خاموش می کنیم!آیا با ورود امام ذائقه ی فرزندانمان تغییر میکند؟
آیا تصور میکنیم امام با تلخ کردن کام فرزندان شیعیان خود ؛برای گسترش دین خدا موفقیتی حاصل نماید! اگر من منتظر واقعی بودم ذائقه فرزندانم را با برنامه های تا جمعه ی ظهور رادیو معارف با برنامه های شبکه قرآن شیرین می نمودم نه با آواز های فتیله ای آیا واقعا نمی شود کام فرزندانمان را با سرگرمی های بهتر و امام پسندانه ،شیرین نمائیم؟پس اگر این هفته نیامد و تنهایی را بر حضور در جمع ما ترجیح داد .حق با او بود وای بر ما وای برما از این که هیچ برنامه ای جهت تربیت فرزندانمان،برای آمادگی آنان در عصر ظهور نداریم.اللهم عجل لولیک الفرج
منبع:کتاب جمعه های انتظار و تنهایی امام زمان< ارواحنا فداه>
اين جانباز از 15 سال پيش طعم غذا را نچشيده
به نام خدا

وقتي به كوچه "سرو " رسيديم، آسمان هنوز آفتابي بود و گرماي تابستان ديگر به شكوهمان انداخته بود اما در دل نشاطي احساس ميكرديم. نشاط از اين بابت كه به ديدار عزيزاني ميرويم كه قلبمان را تسخير كردهاند و مهربانيشان تمامي ندارد......
لطفا به ادمه مطلب توجه فرمایید
چادرم...
می گویند سیاهی چادرم چشم را میزند.
چشم آدم های حریص و هرزه را، چشم را که هیچ!
خبر ندارند تازگی ها دل را هم میزند!
دل آدم های مریض و بیمار دا را!
از شما چه پنهان چادرم دست وپا گیر هم هست!
دست و پای بی بند و باری را میبندد.
چادر برای کسانی است که میخواهند عزت آخرتشان را به بهای ناچیز لبخند های هرزه بفروشند.
چادرم سند بندگی و عبودیتم را امضا میکند... .
میانمار هم پاره تن اسلام است
اینجا مسلمانان زنده می سوزند(۱۸+)
عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم
همان يك لحظه اول
كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان
جهان را با همه زيبايي و زشتي
بروي يكدگر ويرانه ميكردم .
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
كه در همسايه صدها گرسته ، چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم
نخستين نعره مستانه را خاموش آندم
بر لب پيمانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
كه ميديدم يكي عريان و لرزان، ديگري پوشيده از صد جامه رنگين
زمين و آسمان را
واژگون ، مستانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
نه طاعت مي پذيرفتم
نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگر ها نيز كرده
پاره پاره در كف زاهد نمايان
سبحه صد دانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان
هزاران ليلي نازآفرين را كو به كو
آواره و ديوانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان
سراپاي وجود بي وفا معشوق را
پروانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
بعرش كبريايي ، با همه صبر خدايي
تا كه ميديدم عزيز نابجايي ، ناز بر يك ناروا گرديده خواري ميفروشد
گردش اين چرخ را
وارونه بي صبرانه مي كردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
كه ميديدم مشوش عارف و عامي زبرق فتنه اين علم عالم سوز مردم كُش
بجز انديشه عشق و وفا، معدوم هر فكري
در اين دنياي پر افسانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و ، تاب تماشاي تمام زشت كاريهاي اين مخلوق را دارد
وگرنه من به جاي او چو بودم
يكنفس كي عادلانه سازشي
با جاهل و فرزانه ميكردم

عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد !
بيانات در دانشگاه امام حسين عليهالسلام
بسماللّهالرّحمنالرّحيم
اولاً تبريك عرض ميكنم به شما جوانان عزيز، ورود در عرصهى پرافتخار پاسدارى را؛ چه دانشجويان عزيز فارغالتحصيلى كه امروز درجه گرفتند، و چه سردوشىبگيرانى كه وارد مرحلهى آموزش شدند. ديدار امروز ما هم در اين ميدان پرافتخار با شما جوانان عزيز پاسدار، مثل هميشه ديدار شيرين و مطلوبى بود. ابتكاراتى در شيوهى مديريت اين ميدان و ادارهى برنامههاى اين ميدان مشاهده شد، كه بسيار خوب و قابل تحسين و تقدير است.
اين دانشگاه يك تفاوت عمدهاى دارد با همهى دانشگاههاى ديگر. علم و آموختن و رشد فكرى و عقلى و پرورش شخصيت، در همهى دانشگاههاى ما و در همهى مراكز آموزشى ما يك هدف عمده است؛ ليكن در اين دانشگاه، مسئلهى پاسدارى از انقلاب هم مطرح است. خب، همهى ملت ايران به يك معنا خودشان را موظف ميدانند به پاسدارى از انقلاب - چه مسئولين رسمى، چه آحاد مردم با درجات مختلف - ليكن خصوصيت سپاه پاسداران انقلاب اسلامى اين است كه اين يك مأموريتِ تعريفشده براى آن است.
سخنان امام (ره) درباره ی انتخابات
امام خمینی (ره) :
« وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر در صحنه باشند »
همه مسوول سرنوشت کشور و اسلام می باشند چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده .
روز سرنوشت سازی است می خواهید زمام کشور را به یک کسی بدهید که موثر در مقدرات کشور شما باشد سهل انگاری نکنید و به پای صندوقها بروید.
« باید ملت شریف بدانند که انحراف از این امر مهم اسلامی خیانت به اسلام و کشور است و موجب مسئولیت عظیم امت »

انتخاب کنندگان قبل از رفتن به سر صندوق انتخابات منتخبین خود را با تحقیق و دقت کامل روی یک ورقه بنویسند که در وقت رای دادن با ذهن حاضر رای بدهند و لازم است که خودشان مستقیما رای خود را به صندوق بیندازند و به احدی اطمینان نکنند که فرصت طلبان در کمینند.
اشخاص بی سواد قبلا با مشورت اشخاص مطمئن متدین کاندیداهای خود را به وسیله شخص متدینی بنویسند و یا به شخص دیگری که مطمئن است بدهند بخواند و خودشان با دست خودشان رای خود را به صندوق بیاندازند و اختیار نوشتن رای یا به صندوق انداختن را به هیچ کس ندهند.
باید اخلاق همه در انتخابات هم اخلاق اسلامی باشد.
حیثیت و آبروی مومن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است و هتک مومن چه رسد به مومن عالم از بزرگترین گناهان است و موجب سلب عدالت است .
باید مردم را برای انتخابات آزاد گذاریم و نباید کاری بکنیم که فردی بر مردم تحمیل شود .
اینجانب به هیچ وجه و به هیچ کس اجاره نمی دهم تا از سهم مبارک امام علیه السلام و یا از اموال دولت و اموال دفاتر و سازمانها و مجامع و اموال عمومی خرج انتخابات کند.
من متواضعانه از شما می خواهم که حتی الامکان در انتخاب اشخاص با هم موافقت نمایید اشخاصی اسلامی متعهد غیرمنحرف از صراط مستقیم الهی را درنظر بگیرید.
امروز همه باید با هم پای صندوقها برویم و همه با هم اشخاص متعهد مسلم کسانی که نه گرایش چپ دارند نه گرایش راست دارند نه ما را می خواهند به آنها بفروشند نه ما را می خواهند به آن طرف بفروشند این اشخاص را تعیین کنید تا سرنوشت شما و سرنوشت اسلام سرنوشت صحیح باشد.
امید است ملت مبارز متعهد به مطالعه دقیق در سوابق اشخاص و گروهها آرا خود را به اشخاصی دهند که به اسلام عزیز و قانون اساسی وفادار باشند و از تمایلات چپ و راست مبرا باشند و به حسن سابقه و تعهد به قوانین اسلام و خیرخواهی امت معروف و موصوف باشند.
نگویید که دیگران رای می دهند. من هم باید رای بدهم . تو هم باید رای بدهی آن روستایی هم که در کنار مزرعه خودش کار می کند باید رای بدهد. تکلیف است .
همه شما همه ما زن و مرد هر مکلف همانطور که باید نماز بخواند همانطور باید سرنوشت خودش را تعیین کند. مردم با شرکتشان در انتخابات ثابت کنند که از اسلام رویگردان نیستند.
آزاد هستید و رضای خدا را درنظر بگیرید و توجه به خدا داشته باشید و پای صندوقها بعد از اینکه اعلام کردند : تشریف ببرید و رای خودتان را بدهید. این رای به اسلام است .
من امیدوارم که ملت شریف ایران در این امر مهم الهی ـ که منحرفان از هر چیزی بیشتر با آن مخالفت کرده و می کنند و این نیز از اهمیت آن است ـ یکدل و یک جهت در روز انتخابات به سوی صندوقها هجوم برند و آرای خود را به صندوقها بریزند.
نوروز با امام زمان

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است / در صحن چمن روی دلافروز خوش است
از دی مهراس، چون بهار آمدنی است / و ایام ظهور آن ستم سوز خوش است!
عید تان مبارک باد
.
.

.
عید است ولی بدون او غم داریم
عاشق شده ایم و عشق را کم داریم
ای کاش که این عید ظهورش برسد
این گونه هزار عید با هم داریم
اللهم عجل لولیک الفرج
سال نو مبارک
.
.
.
.
خودت گفتی وعده در بهار است
بهار آمد دلم در انتظار است
بهار هر کسی عید است و نوروز
بهار عاشقان دیدار یار است
اللهم عجل لولیک الفرج
خدای غریب
خدامون از همه غریبتره
غریبه چون که ما عاشقش نشدیم
غریبه بنده لایقش نشدیم
غریبه رهرو صادقش نشدیم
غریبه چون که ما عاشقش نشدیم
غریبه بنده لایقش نشدیم
غریبه رهرو صادقش نشدیم
امون زغفلت ، امون زتهمت
از دست ما توغیبته ، حضرت حجت(عج)
گناه شد عادت ، غیبت عبادت
جالب اینه سرخداهم گذاشتیم منت
هرجا ریا شد ، بسم خدا شد
همه دکان واکرده ایم حتی تو هیئت
چیو ببینه ، دل سیاه رو
یا رو زبون اللهم الرزقنا شهادت
از امر به معروف ترسیدیم
حاجیا دورشیطان گردیدیم
همسایه یتیم و سیر خوابیدیم
ما به زمین خورده خندیدیم
خداااااااااااااااااا نفهمیدیم خدا نفهمیدیم
غریبه چون که راحت گناه کردیم
غریبه به نامحرم نگاه کردیم
غریبه نامه فقط سیاه کردیم
غریبه چون که راحت گناه کردیم
غریبه به نامحرم نگاه کردیم
غریبه نامه فقط سیاه کردیم
فروختیم ایمان ، خریده ایم نان
خاک میخوره به روی تاقچه هامون قرآن
سحر نه حالی ، نه خمس مالی
اسممونم گذاشته ایم ، عبد شاه مردان
یه پا تو محراب ، یه پا لب آب
روبروی عکس شهید ، عکس شهیدان
بگو خدا غرق امیدم کن
بی خریدارم خریدارم کن
پیش حسین روسفیدم کن
نذر ابالفضل رشیدم کن
خدااااااااااااااااااااا شهیدم کن
غریبه که دوسش داریم واسه حاجت
غریبه می پرستیمش واسه جنت
غریبه که به تنهایی کرده عادت
غریبه که دوسش داریم واسه حاجت
غریبه می پرستیمش واسه جنت
غریبه که به تنهایی کرده عادت
تو راه پاکی ، زدیم به خاکی
چه عاشقی ، چه مجنونی ، چه سینه چاکی
جای حرم کیش ، جای پرچم دیش
چه ساده بر مقدسات میشه هتاکی
این بحث ناموس ، اوکه به افسوس
نکشیدیم خجالت از چادر خاکی
دیگه شیطان شد ، ایاک نعبد
ببین خدا رو ول کردیم می گردیم با کی
بگو خدا رحمی به حالم کن
لکه ننگم تو زلالم کن
عشق خودت رو مدالم کن
بکشو در علقمه چالم کن
خداااااااااااااااا حلالم کن خدا حلالم کن
سلامتی همه بنده های خوب خدا صلوات
در آخر اگه هر کسی رو اذیت یا ناراحت کرده ام
عاجزانه تقاضای حلالیت دارم
و همه را حلال کردم بخدای خود
لحظه ای صبر ظهور نزدیک است
التماس دعا















منتظران مهدی به گوش باشید