X
تبلیغات
فقط برای تو - جنگ نرم و افسران جنگ نرم (بخش دوم)




 

 

برخی از راهکارهاي پیشنهادي، کمیته خطر جاري در خصوص مهار جمهوري اسلامی ایران

برخی از راهکارهاي پیشنهادي، کمیته خطر جاري در خصوص مهار جمهوري اسلامی ایران شامل موارد زیر است:

1. ایران باید در صدر برنامه سیاست خارجی امریکا در چهار سال آینده قرار گیرد. واشنگتن اکنون به رویکرد جدیدي نیاز دارد. باید همه نیروها براي این استراتژي بسیج شوند. باید درس هاي گذشته مورد بازبینی قرار گیرد، درس هایی که از فروپاشی بلوك شرق به یادگار مانده و همچنین درس هایی که در تغییر حکومت ها در کشورهایی همچون شیلی یا اندونزي گرفته شد.

2. درباره فعالیت هاي هسته اي ایران باید با احتیاط، دوراندیشی و چندجانبه عمل کرد. باید فشارها را بر ایران بیشتر کرد و در صورت استنکاف ا یران، پرونده این کشور را به شوراي امنیت فرستاد. اگرچه اولویت اول، اعمال فشار دیپلماتیک از طری ق متحدان به گونه اي است که ای ران داوطلبانه از فعالیت ها و برنامه هاي هسته اي خود چشم پوشی کند.

3. باید شبکه هاي متعدد رادیو و تلویزیونی براي ایرانیان تدارك دید و پیام هاي خود را با پیشرفته ترین فناوري روز به دست مردم ایران رساند.

4. گفتگو با دولت ایران هم باید در دستور کار باشد. ما باید تعامل خود را براي دیدار با مقامات ایرانی و بحث و گفتگو درباره موضوعات مورد علاقه و نگرانی دو طرف نشان دهیم.

5. باید قدرت سپاه و بسیج را از میان برد و در وزارت اطلاعات تغییرات اساسی ایجاد و یا به طور کلی آن را حذف کرد . تضعیف ستون ها ي حما یتی حکومت ایران که همانا سرویس هاي نظامی و امنیتی این کشور می باشند، باید در دستور کار قرار گیرد.

6. این کشور علاوه بر برنامه هسته اي اش، با حمایت گروه هایی چون حزب الله، حماس و جهاد اسلامی و گروه هایی در عراق، از تحقق منافع امر یکا در منطقه جلوگیري می کند. از سوي دیگر، ثروت رو به رشد ایران، توانایی و ظرفیت این کشور را در داخل و منطقه افزایش می دهد . فرصت ی که در ا ین میان وجود دارد، استفاده از ضعف سیاست هاي اقتصادي و اختلافات درونی ایران است.

7. حمایت از اپوزیسیون هم می تواند از عوامل مؤثر براي تغییر رژیم ایران باشد. سفر فعالان جوان خارجی از کشورهاي همسو با ایالات متحده به ایران،راه دیگري در این رویکرد است. این افراد می توانند تحت پوشش جهانگرد وارد ایران شوند و در صورت نی از به جنبش ها ي مدن ی و نافرمانی مدنی بپیوندند.

8. دامن زدن به نافرمانی مدنی در تشکل هاي دانشجویی و نهادهاي غیردولتی و صنفی از ابزارهاي مهم فشار بر ایران است.

9. دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج براي شرکت در سمینارهاي کوچک هم اقدام مهمی است. این کار در صربستان، ف یلیپ ین، اندونزي و ش یلی و کشورهاي دیگر جواب داده است. باید افراد از سوي مقامات امریکایی انتخاب شوند نه نهادهاي ایرانی.

10 . باید فعالیت ان.جی.اُ هاي امریکایی را در ایران تسهیل کنیم و به صدور ویزا همت گماریم.

11 . سفارتخانه هاي کشورهاي دیگر هم می توانند در تهران براي ما مؤثر باشند. کمک مالی به خانواده هاي زندانیان و گروه هاي مخالف حکومت و حت ی نظارت یا مشارکت در اعتراض ها، از جمله این راه هاي تأثیرگذار است. کنگره باید تصویب قانونی به نام آزادي ایران را بررسی کند تا از طریق آن حمایت کافی از آن به عمل آورد.

کمیته ي خطر جاري در پایان به مقامات کاخ سفید و دستگاه دیپلماسی امریکا چنین توصیه می کند:

«بعضی می گویند ایران آن طور که بعضی تحلیل گران ادعا می کنند، در آستانه یک انقلاب نیست و ما فقط بای د با تهران گفتگو کن یم. بعض ی دیگر می گویند، گفتگو، فقط حکومت ایران را تقویت و محکم می کند و باید از طریق انزوا و تقویت مخالفان داخل و خارج حکومت در جهت تغیی ر ای ن رژیم تلاش کرد. کمیته خطر جاري معتقد است که واشنگتن به رویکرد جدیدي نیاز دارد. رویکردي که مبتنی بر به رسمیت شناختن تهدید ایران از یک سو و ستایش فرصت هاي ناشی از این وضعیت از سوي دیگر باشد. توصیه این کمیته، اتخاذ استراتژي صلح آمیز، اما مؤثر براي به مشارکت طلبیدن مردم ایران است ».

در همین راستا آمریکایی ها سعی کردند از تجربیات گذشته خود در تغییر حکومت ها از جمله در شیلی درس بگیرند، تلاش نمودند مانند اندونزي جنبش دانشجویی را به تحرك وادارند، از اختلافات و گسل هاي سیاسی موجود در کشور استفاده مطلوب را کنند، شبکه هاي متعدد رادیو تلویزیونی اعم از بی بی سی فارسی، وي او اي، رادیو تندر و ... را براي ایرانیان در داخل و خارج از کشور راه اندازي کردند و حمایت از اپوزیسیون به عنوان یکی از عوامل موثر بر تغییر رژیم را در دستور کار قرار گرفت.

آمریکایی ها از سوي دیگر به دنبال تضعیف ستون هاي حمایتی حکومت ایران از جمله سپاه و بسیج و وزارت اطلاعات بود تا با چند واسطه حتی مانع از تاثیرگذاري رهبر معظم انقلاب شوند.

به موازات این مقامات کاخ سفید طی چند سال توصیه هاي راهبردي کمیته خطر جاري را به فاز اجرا منتقل کردند . اقدامات امر یکا در راهبرد مهار و جنگ سرد علیه جمهوري اسلامی ایران دقیقاً مشابه اقدامات امریکا در جنگ سرد و مهار اتحاد جماهیر شوروي سابق است. این محورها عبارتند از:

1. تضعیف بنیه اقتصادي جمهوري اسلامی ایران؛

2. هجمه به اذهان و افکارعمومی و تغییر نگرش مردم؛

3. مهار قدرت نرم و نفوذ جمهوري اسلامی ایران در منطقه؛

4. تلاش براي دست نیافتن ایران به فناوري هاي پیشرفته به ویژه فناوري هسته اي؛

5. ایجاد تعارض و دوگانگی در حاکمیت جمهوري اسلامی ایران؛ و

6. افزایش فشارهاي سیاسی و نظامی.

طراحان و کارگزاران راهبرد مهار جمهوري اسلامی ایران، با ارجاع پرونده ایران به شوراي امنیت و تصویب قطعنامه 1737 ، اولین مرحله از راهبرد مذکور را عملیاتی نمودند و در ادامه نیز، با همکاري برخی از کشورهاي تولیدکننده نفت، به کاهش قیمت نفت اقدام کردند.

این دکترین در ادامه منجر به تصویب طرح بی ثبات سازي ایران در سال 2007 شد . در ماه می سال 2007 ، روزنامه "دیلی تلگراف " ، چاپ لندن گزارش کرد که «جان بولتون فاش کرد که حمله نظامی آمریکا به ایران گزینه آخري است که پس از شکست تحریم هاي اقتصادي و تلاش براي ایجاد یک انقلاب در ایران وجود دارد». " این در حالی بود که دو هفته پس از انتشار این خبر، روزنامه دیلی تلگراف بطور مستقل گزارش شبکه تلویزیونی اي بی سی تایید کرد : ، این گزارش در رابطه با امضاي اسنادي از سوي بوش بود که به سیا ماموریت می داد از طریق ایجاد جنجال هاي تبلیغاتی و انتشار اطلاعات دروغ موجبات براندازي دولت ایران را فراهم کند.

در اوایل ماه می سال 2008 میلادي " اندرو کاکبرن " ، نیز با انتشار گزارش در نشریه کانترپانچ اقدام به افشاي برخی اطلاعات در این زمینه کرد، افزود: در این گزارش تصریح می شود که "بوش سند مخفی را امضا کرده است که به مامورین آمریکایی اجازه ایجاد یک حرکت تهاجمی و مخفی علیه رژیم ایران را می داد، بطوریکه با مقایسه محتواي این دستور با موارد مشابه، چنین حرکتی در حوزه خود بی سابقه محسوب می شود. "، در این راستا " زلماي خلیل زاد " صراحتاً اذعان می دارد که " ایران در معرض اختلافات داخلی است و باید همه تلاش ها براي بی ثبات کردن ایران صورت پذیرد ".

» در 29 ژوئن 2008 ، "سیمور هرش "، در نشریه نیویورکر با تایید تمامی گزارشات پیشین نوشت که« سال گذشته کنگره با درخواست بوش براي حمایت مالی از یک عملیات پنهانی علیه ایران موافقت کرد و بر اساس منابع کنونی و سابق نظامی، اطلاعاتی و کنگره اي، این عملیات که رئیس جمهور 400 ، میلیون دلار براي آن درخواست کرده و به عنوان یک حکم ریاست جمهوري امضا شده ، براي بی ثبات سازي رهبري مذهبی ایران طراحی شده است» .می افزاید: هرش با نقل قول از برخی فعالین سیاسی اضافه کرده است که «جمع آوري اطلاعات در رابطه با برنامه هسته اي ایران، تحلیل بردن توانایی هاي هسته اي ایران و تلاش براي تضعیف دولت ایران از طریق کار بر روي گروه هاي مخالف و ارایه پول به آنها به منظور تغییر رژیم در ایران از جمله اقدامات تصویب شده در دستور بوش بود ».

بر این اساس بی ثبات سازي در عرصه هاي مختلف اقتصادي، سیاسی و فرهنگی اجتماعی روي میز آمریکایی ها قرار گرفت.

1- بی ثبات سازي اقتصادي

بی ثبات سازي اقتصادي شامل اختلال در سیستم نقدینگی، ایجاد گرانی هاي کاذب بویژه در اقلام سبد کالاي مصرفی جامعه و کالاهاي اساسی، ناامنی روانی در فضاي اقتصادي کشور و ناکارآمد ساختن طرح هاي اقتصادي در کشور هدف و... .

2 - بی ثبات سازي سیاسی

بی ثبات سازي سیاسی شامل سعی در کاهش تبعیت از رهبري نظام در قواي سه گانه، تلاش براي عدم تعامل و همکاري قواي سه گانه کشور با یکدیگر، تشدید اختلافات و ایجاد تضاد بین عناصر و جریان هاي سیاسی و برهم زدن مرزبندي هاي سیاسی خودي و غیرخودي و ... .

-3 بی ثبات سازي فرهنگی- اجتماعی

بی ثبات سازي فرهنگی-اجتماعی نیز از طریق فعال کردن گسل هاي قومی و فرقه اي، انجام خرابکاري، ترور و بمب گذاري و گسترش لمپنیسم در جامعه دنبال می شود و فرایند بی ثبات سازي بواسطه انقلاب مخملی یا رنگی نیز از راه هاي سازماندهی جنبش و آموزش انقلاب مخملی و بهره برداري از ابزارها و رسانه ها، حمایت مالی، سیاسی و تبلیغاتی آمریکا و غرب از شبکه هاي انقلاب مخملی، تأکید بر لیبرالیسم، دموکر اسی خواهی و حقوق بشر، القاء ناکارآمدي حاکمیت و سیاه نمایی از وضعیت کشور، متهم کردن حکومت به فساد سیاسی و مالی، متهم کردن حکومت به تقلب در انتخابات و فراخوان مخالفین، براي اعتراضات خیابانی و نافرمانی مدنی پیگیري می شود.

2-2 ): رویکرد هاي نبرد نرم با ایران

اغلب نظریه پردازان و استراتزیست ها در آمریکا معتقدند:

1- هرگونه اقدام خشونت آمیز علیه ایران (به ویژه اقدام نظامی)، نفرت ایرانیان از امریکا و دولت آن را براي سالیان دراز ریشه دار تر خواهد کرد.

2- استفاده از اقدام خشونت آمیز علیه ایران، امکان روي کار آمدن یک دولت هوادار امریکا را در این کشور با مشکلات زیادي روبه رو خواهد کرد.

3- علاوه بر این، کاربرد نیروي نظامی علیه ایران، بی ثباتی و ناامنی را در خاورمیانه افزایش خواهد داد.

این گروه معتقدند ایران به علت برخورداري از سوابق دمکراسی و وجود نهادهاي مردم سالار و همچنین پتانسیل هاي موجود براي حرکت ها ي مردم ی و غیردولتی از استعداد بالایی براي تغییر نام سیاسی به روش هاي غیرخشونت آمیز برخوردار است. در صورتی که عملیات جنگ نرم در براندا زي جمهور ي اسلامی به موفقیت برسد پیامدهاي ناشی از روش هاي رویکرد تقابل گرا را با خود همراه نخواهد داشت.

علی عبدالله خانی نویسنده کتاب رویکردها و طرح هاي امریکایی درباره ایران رویکرد جنگ نرم، را شامل دو رهیافت می داند، که عبارتند از:

رهیافت اول: دیپلماسی سیاه (تقابل گرایی تعامل گرایانه)

این رهیافت، ضمن قائل بودن به روش غیرخشونت آمیز و جنگ نرم، روابط رسمی با دولت جمهوري اسلامی را مدنظر قرار داده و با طرح تقابل گرایی از طریق تعامل گرایی، براندازي را بر اساس فشار از بالا و همراه سازي از پایین دنبال می کند. کمیته خطر کنونی، و مؤسسه هوور از حامیان اصلی این دیدگاه هستند.

الف- کمیته خطر کنونی

1- این کمیته شامل برخی از مقامات بلندپایه سیاسی – امنیتی، دانشگاهیان و محققان مؤسسات پژوهشی امریکاست که به جناح محافظه کاران واقع گرا تعلق دارند.

2- جوزف لیبرمن (سناتور یهودي دمکرات) جیمز وولسی (رئیس سابق سیا)، ایلان برمان (معاون سیاست گذاري شوراي سیاست خارجی امریکا )، مارك پالمر (سفیر سابق امریکا در مجارستان)، دانیل پلتکا (معاون مطالعات امور دفاعی و سیاست خارجی مؤسسه اینتر پرایز)، الیوت کوهن (مبتکر نظریه جنگ چهارم جهانی)، فرانگ گفنی (مدیر مرکز سیاست امنیتی) و دانیل پایپس (سردبیر فصلنامه خاورمیانه) از جمله اعضاي آن می باشند.

3- این کمیته اولین بار در سال 1950 همزمان با آغاز جنگ سرد به عنوان تشکیلاتی در راستاي ایجاد اجماع ملی براي مقابله با توسعه طلبی شوروي به منظور آموزش امریکاییان براي مقابله با توسعه طلبی در عرصه سیاسی امریکا ظاهر شد.

4- در دهه 70 توسط سناتور دمکرات هنري اسکوب جکسون با هدف اتخاذ موضعی قوي در قبال روس ها تجدید حیاتی دوباره یافت.

-5 در سال 2004 بار دیگر این کمیته با تشکیل جلسه اي تحت عنوان عراق و جنگ علیه تروریسم براي سومین بار در صحنه سیاسی امریکا فعال شد.

6- در 20 دسامبر 2004 کمیته خطر کنونی گزارشی مطالعاتی با عنوان ایران، یک رویکرد جدید ارائه نمود. در این گزارش تهدیدات و فرصت هاي ناشی از جمهوري اسلامی براي ایالات متحده امریکا بررسی و سپس راه کارهایی را براي مقابله ارائه می دهد که عباتند از:

تهدیدات از منظر کمیته خطر کنونی

1- حمایت مالی و لجستیکی از شبکه هاي تروریستی متعلق به شیعیان و اهل سنت شامل حماس، حزب الله و جهاد اسلامی فلسطین.

2- ایجاد بی ثباتی در منطقه با استفاده از گروه هاي تروریستی.

3- استفاده عناصر مربوط به القاعده و انصارالاسلام از مرزهاي ایران جهت نقل و انتقالات.

4- جلوگیري از روند ایجاد لبنان دمکراتیک و مستقل از ممانعت از تحقق طرح خاورمیانه.

5- حمایت از ایجاد نوعی دیکتاتوري مذهبی تحت قیومیت ایران در عراق.

6- توانایی هسته اي جمهوري اسلامی ایران.

فرصت ها از نظر کمیته خطر کنونی

1- آراء ملت ایران در انتخابات 1997 (ریاست جمهوري پنجم) و 2001 (مجلس ششم) و نیز تظاهرات و اعتراضات مکرر در 1991 تاکنون به مثابه نماد عزم راسخ ایرانیان براي حمایت از دمکراسی و انجام تغییرات تلقی می شود.

2- ابزار مخالفت تعداد زیادي از شخصیت هاي اصلاح طلب و رهبران مذهبی با خواست رهبري مبنی بر عدم ایجاد رابطه با امریکا.

3- سرکوب مردم، سیاست هاي اقتصادي شکست خورده و فساد حکومتی.

4- قرار گرفتن موقعیت ژئواستراتژیک به نفع نیروهاي طرفدار دمکراسی در داخل و خارج از ایران.

راهبردهاي پیشنهادي کمیته خطر کنونی

1 -اعلان رسمی تمایل به برقراري رابطه با ایران توسط رئیس جمهور امریکا.

2- بازگشایی سفارت امریکا در تهران.

3- انهدام توانایی هسته اي در صورت تمکین نکردن.

4- استفاده گسترده از روش هاي نوین و متناسب با جامعه ایران.

5- تخریب ارکان نظام جمهوري اسلامی ایران.

6- برقراري تحریم هاي هوشمند علیه ایران.

7- محاکمه مقامات ایرانی.

8- گسترش رسانه هاي ضدایرانی.

9- مذاکره مستقیم و گسترش روابط.

ب- مؤسسه هوور

1- این مرکز وابسته به دانشگاه استنفورد محل تدریس کاندولیزا رایس به عنوان یکی از مخازن فکري نومحافظه کاران به شمار می آید.

2- این مؤسسه در سال 1919 توسط هربرت هوور، سی و یکمین رئیس جمهور امریکا تأسیس شد.

3- مؤسسه هوور دو نشریه معروف دایجست و گزیده سیاسی را منتشر می کند.

4- سیاست هاي مؤسسه در سه فصل کلان نمادها و عملکردهاي اقتصادي ایالات متحده امریکا، دمکراسی و بازار آزاد، رقابت و همکاري هاي بین المللی شکل گرفته است.

5- پروژه دمکراسی در ایران از جمله پروژه هاي مهم این مؤسسه است که دکتر عباس میلانی و مایکل مک فال مدیریت آن را بر عهده دارند.

6- در سال 2005 در گزارش تحقیقاتی با نام فراسوي تغییرات تدریجی، یک استراتژي جدید در قبال ایران تلاش کرده اند تا رویکرد جدی د را در اختیار دولت مردان کاخ سفید قرار دهند. در این گزارش با تأکید بر ناکامی امریکا در 30 سال گذشته در زمینه اتخاذ یک استراتژي مشخص و کارامد در قبال ایران آمده است:

«در سال هاي آتی به ندرت بتوان کشوري را یافت که به اندازه ایران توجه سیاست خارجی ایالات متحده امریکا را به خود جلب کند، ایالات متحده باید به سرعت شیوه جدیدي براي تعریف منافع ملی اصلی خود در رابطه با ایران پیدا کند. این شیوه باید از تولید بمب هسته اي توسط ایران جلوگیري نماید و به حمایت رژیم ایران از گروه هاي تروریستی پایان دهد و به جنبش دمکراتیک در داخل ایران کمک کند ».

7- به اعتقاد نویسندگان گزارش تنها زمانی می توان تهدیدات ناشی از جمهوري اسلامی (ساخت تسهیلات هسته اي – حمایت از تروریست ها ) را پایان داد که حکومتی دمکراتیک در ایران حاکم شود.

8- گرایش مؤسسه هوور نیز مانند گرایش کمیته خطر کنونی یک راهبرد ترکیبی شامل مذاکره مستقیم با دولت ایران به همراه ارتباط مستقیم با بدنه جامعه است.

راهبردهاي پیشنهادي کمیته هوور

1- فشار از بالا، همراه سازي از پایین.

2- حذف تحریم هاي گسترده و وضع تحریم هاي هوشمند.

3- عمومی کردن حمایت هاي سیاسی.

4- برقراري مجدد روابط رسمی با جمهوري اسلامی ایران.

5 -ایجاد سازمانی منطقه اي و چندجانبه.

رهیافت دوم: فروپاشی

این رهیافت هرگونه رابطه رسمی میان دولت امریکا و ایران را مردود اعلام نمود و صرفاً بر رابطه با جامعه، سازمان ها گروه ها و افراد مختلف تأکید می کند. حامیان این دیدگاه بنیاد کمک ملی براي دمکراسی، بنیاد دفاع از دمکراسی هستند.

مهم ترین موضوعات مورد توجه رویکرد فروپاشی عبارت است از:

1. ساماندهی طرحی نوین تحت عنوان یاوري به دمکراسی.

2. طراحی و اجراي روش هاي غیرخشونت آمیز.

3. راه اندازي جنبش هاي فرهنگی – اجتماعی.

4. ایجاد اتحاد در اپوزیسیون خارج نشین.

الف- بنیاد کمک ملی براي دمکراسی

1. این بنیاد سازمانی غیرانتفاعی، غیردولتی و فراجناحی است که تأسیس آن با هدف تقویت مؤسسات دمکراتیک در جهان در سناي امریکا به تصو یب رسید.

2. هدف اصلی از تأسیس این بنیاد ایفاي نقش سازمان سیا در اقدامات پنهانی است. هرچند این بنیاد به مؤسسه غ یردولت ی شهرت یافته است ولی همگان آن را وابسته به سیا می دانند.

3. منظور از تقویت مؤسسات دمکراتیک در تصویب بنیاد مذکور، تقویت نیروها، جریان ها و سازمان هاي ضدحکومت هاي مستقل است که وابسته به امریکا نبوده یا با امریکا دشمنی دارند.

4. این بنیاد برابر بودجه اي که از کنگره به صورت سالیانه می گیرد به هیچ مرجعی (حتی خود کنگره) پاسخ گو نیست.

5. بنیاد چهار مؤسسه دارد که هر کدام توسط حزب یا گروه سیاسی و اقتصادي پایه گذاري شده است. این مؤسسات عبارتند از:

5-1 مؤسسه بین المللی جمهوري خواه وابسته به حزب جمهوري خواه (بازوي سیاسی بنیاد)

5-2 . مؤسسه دمکراتیک ملی براي امور بین المللی وابسته به حزب دمکرات (بازوي سیاسی بنیاد)

5-3 . مرکز بنگاه هاي خصوصی بین المللی وابسته به اطاق بازرگانی امریکا بازوي اقتصادي بنیاد)

5-4 . مؤسسه اتحادیه تجارت آزاد وابسته به جنبش کارگري (بازوي کارگري بنیاد)

5-5 . در سال 1994 کمک ملی براي دمکراسی دو سازمان دیگر به نام مجمع بین المللی براي مطالعات دمکراتیک و مرکز منبع دمکراسی را تأسیس کرد که بودجه آنها اغلب توسط بخش خصوصی تأمین می شود.

6 -روابط مالی بنیاد آنچنان مخفی است که شناسایی دریافت کنندگان نهایی کمک ها ناممکن است.

7- در این بنیاد دولتمردان از کابینه هاي مختلف به ویژه از حوزه سیاست خارجی حضور دارند، از جمله این افراد، ادلین آلبرایت (وزیر خارجه کل ینتون، فرانک کارلوچی (وزیر دفاع ریگان) ژنرال وسلی کلی کلارك (فرمانده ارشد ناتو در اروپا در زمان کلینتون) پل ولفوو یتز (رئ یس کنون ی بانک جهانی هستند.

8- این بنیاد در ساختار مدیریت خود از افرادي همچون فرانسیس فوکویاما و لی همیلتون بهره می برد.

9- تاکنون این بنیاد سه سند با عنوان زیر منتشر کرده است:

9-1 . نقش بنیاد در دوران پس از جنگ سرد (چگونگی نقش آفرینی امریکا در توسعه دمکراسی) – 1992

9-2 . تقویت جهانی شدن و مبادلات روشنفکرانه با دیگر مناطق دنیا – . 1997

9-3 . موانع پیش روي دمکراسی- . 2002

10- این بنیاد که ابزار مداخله واشنگتن در خارج است به شکل هاي گوناگون تحت پوشش کمک هاي مالی شخصی به تأمین منابع مالی احزاب سیاسی، مبارزات انتخاباتی، اتحادیه ها، گروه هاي دانشجویی و رسانه ها می پردازد.

11- این بنیاد به طور رسمی از سوي کنگره امریکا مأمور اجراي پروژه دمکراسی سازي در ایران شده است. در بخش چهارم لا یحه قانون حما یت و آزادي ایران به نام کمک به حمایت از گذر به دمکراسی در ایران از بنیاد کمک ملی براي دمکراسی در کنار طرح مشارکت خاورمیانه به عنوان بازوي اجرایی این گذار نام برده شده و براي این کار بودجه تخصیص داده شده است.

12- در بانک اطلاعات پروژه هاي این بنیاد، اطلاعات مربوط به 22 پروژه مرتبط با ایران ارائه شده است که نشان می دهد از سال 1991 ، تحت عناو ین مختلف از جمله حقوق بشر (جوانان، آموزش، رسانه ها و انتشارات و غیره)، حقوق کارگران و زنان به انجام مأموریت خود از سو ي کنگره و س یا مشغول بوده است. برخی از این برنامه ها عبارتند از:

- محورها سال موضوع بودجه

50 هزار دلار :( انجمن معلمان ایران ) 1991

50 هزار دلار :( بنیاد دمکراسی در ایران) 1995

25 هزار دلار : ( شوراي ملی ایران – امریکا) 2002

25 هزار دلار :( بنیاد عبدالرحمن برومند) 2002

55949 دلار : ( مرکز بنگاه هاي خصوصی بین المللی) 2004

گزارشگران بدون مرز( 2004 ) ذکر نشده است

بنیاد دفاع از دمکراسی (خانه آزادي)

1- در سال 1941 با هدف تقویت ارزش هاي امریکایی در داخل و خارج از کشور و در واکنش به نازیسم تشکیل شد.

2- این سازمان حمایت از دمکراسی امریکایی، اقتصاد و بازار آزاد و تشریک مساعی امریکا در روابط بین المللی را وظیفه خود می داند . هم چنین نقش راهبردي امریکا در روابط بین المللی به منظور اجراي حقوق بشر و آزادي ضروري می داند.

3- پس از جنگ جهانی دوم، فعالیت آن به مبارزه با کمونیسم تغییر یافت و با تأسیس ناتو این سازمان (خانه آزادي) به بازوي فرهنگی آن تبد یل شد ونقش فعالی در طول جنگ سرد) در جنگ روانی علیه شوروي ایفا کرد.

4- در کنار طرح هاي دیگري چون طرح مارشال عهده دار گسترش و افزایش و نفوذ لیبرال دمکراسی در بلوك شرق و امریکاي لاتین شد.

5- این کارکرد با روي کار آمدن ریگان و اهمیت یافتن راهبرد گسترش دمکراسی امریکایی در سیاست خارجی امریکا نقش و جایگاه ویژه اي یافت و در عمل الگویی براي تأسیس مؤسسات مشابه همچون بنیاد کمک ملی براي دمکراسی شد.

6- در هر صورت خانه آزادي یکی دیگر از ابزارهاي سیاست خارجی امریکا است. این سازمان از لحاظ ایدئولوژیک به بنیاد کمک ملی مرتبط و بودجه آن کاملاً از سوي دولت امریکا و دیگر متحدان امریکا تأمین می شود.

7- 1950 ، خانه آزادي با تمرکز بر آسیب هاي اجتماعی جوامع اروپاي شرق ی توانست رهبر ي تغییرات داخل ی در کشورها ي در طول دهه هاي 60 مختلف دنیا در راستاي منافع امریکا را در دست گیرد.

8- در سال هاي اخیر خانه آزادي به عنوان یکی از سازمان هاي فعال در انقلاب هاي رنگین ایفاي نقش کرد. در صربستان، اکرا ین و قرقیزستان عملاً رهبري مداخله غیرنظامی ایالات متحده و ایفاي نقش عملیاتی در این حوزه را بر عهده داشته است.

9- پس از حادثه 11 سپتامبر گسترش حضور فیزیکی خود را در خاورمیانه در دستور کار قرار داد و دفاتر ي از اردن، الجزای ر، ازبکستان، قزاقستان و قرقیزستان، اوکراین، مجارستان، لهستان، بوسنی، صربستان، رومانی و مکزیک راه اندازي کرده است.

10- در سال 2005 ، کتابی با نام چگونه می توان به آزادي دست یافت منتشر کرد که در آن تاکتیک ها و روش ها برانداز ي آرام (در سه دهه گذشته ) بررسی شده است.

11- خانه آزادي در جریان انقلاب لاله قرقیزستان از جمله سازمان هاي به اصطلاح غیردولتی بود که در کنار بنیاد کمک ملی جامعه مدنی مبارزه با فساد را بنیان گذاشت. تولکان اسماعیل اف، رهبر این جامعه، ترجمه و توزیع کتاب جین شارپ را در قرقیزستان بر عهده داشت و از آن به انجیل انقلاب ها ي رنگی نام برد.

12- خانه آزادي به گفته خود از سه طریق تحلیل، جانبداري و اقدام از ایجاد تغییرات نرم افزاري در کشورهاي مختلف هدف حمایت م ی کند . در بخش تحلیل با انتشار سالنامه آزادي در جهان وضعیت کشورها را از لحاظ آزادي مدنی و حقوق سیاسی از منظر امریکایی بررس ی کرده و آنها را رتبه بند ي می کند. این نشریه تلاش دارد خود را به مثابه مرجع در جهان معرفی کند. در بخش جانبداري، به تشویق و تهییج نیروهاي اپوزیسیون در کشورهاي هدف می پردازد و در بخش قدام با کمک مالی و فنی و حمایت از سازمان ها ي مدنی و اصحاب رسانه، انجام اصلاحات یا تغییرات نرم را در کشورهاي هدف تقویت می کند.

13- این این برنامه گسترده اي را را نام دمکراسی سازي در دستور کار دارد. این برنامه ها عمدتاً در حوزه رسانه ها و وسا یل ارتباط جمع ی تحت عنوان برنامه کلی توسعه جامعه مدنی، حمایت رسانه اي به اجرا درآمده است.

14- طبق این برنامه خانه آزادي تلاش خواهد کرد تا منبع اطلاعاتی جامعی براي فعالان حقوق بشر ایران فراهم کند و برا ي ای ن کار ماهنامه ها ي الکترونیکی دو زبانه (انگلیسی – فارسی) طراحی و راه اندازي کرده است.

15- این مجله الکترونیک که گذار نام دارد مجموعه اي از مقالات، بررسی و نقد کتاب، فیلم، گزارش هاي تصویري، نامه ها و ب یانی ه ها، کاریکاتورها ي سیاسی و غیره از ایرانیان داخل و خارج را با تمرکز بر روي حقوق بشر و چالش هاي دمکراسی سازي گردآوري و با ارائه بحث و تبادل نظر آنلاین در پایان هر مطلب به نوعی به نظرسنجی و ارزیابی افکارعمومی مردم ایران در زمینه موضوعات مطرح شده می پردازد.

3): اعترافات متهمین به براندازي نرم

اعترافات برخی از متهمین پروژه براندازى نرم حاکى از واقعیات و نکات تلخى است که على رغم تذکرات مکرر مقام معظم رهبرى و دلسوزان کشور هنوز توسط بخشهایى از نخبگان جامعه مورد غفلت واقع مى شود . با توجه به تجربه کشورهاى اوکراین ، گرجستان ، قرقیزستان و ... طراحان آمریکایى انقلاب مخملی، نقطه عزیمت برنامه هاى براندازانه خود را در درون دانشگاهها جستجو مى کنند . آنها در قالب اعطاى ب ورسها وفرصتهاى تحقیقاتى ، کنفرانسهاى علمى ، نشریات معتبر جهانى و ... از دانشگاههاى کشورهاى ” غیر معمول ” براى پیشبرد پروژه دموکراسى سازى غربى یارگیرى مى کنند وسپس در یک فرایند شبکه سازى مقدمات تاثیرگذارى بر فضاى الیت جامعه را فراهم مى نمایند . الیت در تعامل با بدنه اجتماعى طى یک پروسه چند ساله افکار عمومى را براى دموکراسى سازى متقاعد مى کند و در نهایت به تعبیر خود آنها در یک فرصت مغتنم با استفاده از ”حداقلهاى دموکراتیک کشورها“ بدون هیچ خشونتى یک سنگر جدید فتح مى شود .

جهانبگلو در بخشى از اعترافاتش ضمن اشاره به شرکت در کنفرانس به اصطلاح علمى ” یو سى اله“ به نکته در خور توجهى اشاره کرد . وى گفت : این کنفرانس اسمش یوسى اله بود براى اینکه توسط یک بخشى از دانشگاه یوسى اله برگزار مى شد ولى در حقیقت خرج کنفرانس را وزارت خارجه آمریکا بیشتر تقبل مى کرد ... در آنجا با یک سرى افراد آمریکایى آشنا شدم و یک سرى افراد که از اسرائیل مى آمدند واین افراد مثل آقاي“یوسى آى فر“ بیشتر ماموران اطلاعاتى بودند .در واقع شبکه سازى براى پروژه براندازى در قالب کنفرانسهاى علمى ودر درون لابى هاى غیر رسمى جایى که سیاست سازان(Policy Makers ) آمریکایى حضور دارند صورت مى گیرد .اما نکته شایان توجه دیگر در اعترافات اسفندیارى ، تاجبخش و جهانبگلو زمان طراحى برنامه ایران در مرکز ویلسون است . بنیادها و مراکز آمریکایى از نیمه دوم دهه 90 به طور جدى به موضوع برنامه ایران پرداختند و این دقیقا سالهایى است که دوم خردادى ها قدرت را در کشور به دست گرفتند . در واقع شعارها و عملکرد دوم خردادى ها فضا را براى تحرك بیشتر این دست نهادهاى آمریکایى مساعد کرد .

در 1997 مسئول برنامه بین الملل مرکز ویلسون با هاله اسفندیارى تماس مى گیرد و به او پیشنهاد مى دهد که یک برنامه خاورمیانه طراحى کند . کیان تاجبخش به گفته خود تا سال 1997 هیچ توجهى به مسائل ایران نداشت اما پس از آن به سفارش بیژن خواجه پور به ایران سفر مى کند و با مجله معلوم الحال ”گفتگو“ همکارى مى نماید . با شکست شبه کودتاي 18 تیر، طراحان جنگ نرم به این نتیجه رسیدند که براي پیشبرد اهدافشان در جمهوري اسلامی ایران نمی توانند بر سرمایه گذاري روي قشري خاص حساب ویژه باز کنند بنابراین لایه هاي دیگري از جامعه همچون زنان، روزنامه نگاران، اساتیددانشگاه، نخبگان، کارگران و هنرمندان هم باید به میدان بیایند تا زمینه هاي کودتاي مخملین به صورت فراگیر و گسترده در کشور فراهم گردد.

بعد از غائله 18 تیر رامین جهانبگلو به دعوت هاله اسفندیارى به مرکز ویلسون مى رود و راجع به مسئله رفراندوم صحبت مى کند . على افشارى بعد از این حوادث از صندوق دموکراسى بورس مطالعاتى مى گیرد . محسن سازگارا از دانشگاه هاروارد بورس مى گیرد.

عبدالکریم سروش ، حسین بشیریه ، عطاء الله مهاجرانى و ... نیز تقریبا سرنوشتى کم وبیش مشابه با اسلاف خود پیدا مى کنند .اما امروز با کنار زده شدن بسیارى ازپرده ها براى جریانات سیاسى کشور موضوع پروژه براندازى نرم کاملا عینیت یافته است . در این جنگ آشکار هیچ خیانتى را بنا به تساهل و تجاهل نمى توان گذاشت . نخبگان سیاسى کشور بر حساسیت این توطئه خطرناك واقف هستند وبرخى نباید اجازه دهند ذیل چتر حمایتى آنها عده اى داده هاى لو رفته ماموران اطلاعاتى آمریکا و رژیم صهیونیستى را به اسم لیبرال دموکراسى نشخوار کنند .

امروز حجاریان مقابل چشمهاي نظاره گر و پرسشگر میلیونها ایرانی می ایستد و می گوید:" من هم در این انتخابات با ارائه تحلیل هاي ناصواب مرتکب خطاهاي سهمگین شده ام که از آنها تبري می جویم چون قطعا مورد رضاي محبوب عالمیان نیست و موجب ندامت است . من به خاطر این تحلیل هاي ناصواب که مبناي بسیاري از اعمال نادرست قرار گرفته از ملت عزیز ایران عذر خواهی می کنم ."

سعید حجاریان در متن دفاعیه خود با اشاره به واکاوي ریشه ها و علل موضع گیري هایش طی ده پانزده سال اخیر به نکته بسیار مهمی اشاره کرد که به زعم راقم این سطور جزو امهات مسائل امروز و فرداي جامعه ایران و بستر بسیاري از مشکلات کشور در حوزه نخبگی است.

" متاسفانه در ایران با ضعف علوم انسانی بخصوص در رشته هاي جامعه شناسی وعلوم سیاسی مواجه ایم و علیرغم گسترش مراکز آموزشی عالی وکثرت دانشجو در رشته هاي علوم انسانی ، متون آن از عمق چندانی بر خوردار نیست ومطالب با ترجمه هاي اغلب ناقص و بدون نقد در اختیاردانشجویان گذاشته می شود."

تصویب بودجه 15 میلیون یورویی دولت هلند تحت عنوان پلورالیزم رسانه اي در ایران " که برمبناي آن موسسه هلندي "هیفوس " وظیفه پشتیبانی مالی از روزنامه نگاران، رسانه هاي مکتوب و دیجیتالی را برعهده می گیرد، بخشی دیگر از پروژه سرمایه گذاري غرب بر اصحاب رسانه اي ایران در راستاي تدارك مقدمات انقلاب مخملی بود.

براساس گزارش رسمی موسسه "هیفوس "، این موسسه در سال گذشته کمک هاي مالی خود را به موسسات، نشریات و سایت هاي اینترنتی همچون "راهی " متعلق به "شادي صدر " از روزنامه نگاران فمنیست، "کارورزي سازمان هاي جامعه مدنی " متعلق به "محبوبه عباسقلی زاده " که در نشریات فمنیستی قلم می زند، "کنشگران داوطلب " متعلق به "سهراب رزاقی "، "ایران گویا " به مدیر عاملی "حسین باستانی " عضو ارشد حزب مشارکت ایران، "مرکز فرهنگی زنان "، "کانون زنان ایران " و روزنامه اینترنتی "روز آنلاین " اعطا کرده است. در کنار موسسه "هیفوس "، مؤوسسات واسطی همچون "بنیاد دخترك "، "فریدوم هاوس " و "پرس تاو " نیز کار تدارك مالی، فنی و امنیتی روزنامه نگاران تجدیدنظر طلب را برعهده داشته اند.

کسانى که مسئولان بلندپایه کشور را به توهم توطئه و بیمارى پارانویا متهم مى کردند، امروز خود متهم اصلى پروژه براندازى نرم با خط دهى دشمنان خارجى نظام هستند. آدرس لاشه چمدان هاى دلارى که آیت الله مصباح یزدى کمتر از یک دهه پیش خطر آن را به دولتمردان دوم خردادى گوشزد مى کرد، امروز پیدا شده است. واقعیت ها تلخ است اما تاریخ در گذر زمان امکان تجزیه و تحلیل حوادث را فراهم مى کند. حکایت هاى ناگفته برخى دوم خردادى ها بسیار است که به مرور براى افکار عمومى روشن خواهد شد. اعترافات ”کاملیا انتخابى فرد“ خبرنگار دوم خردادى در کتاب خاطرات خود بخش دیگرى از نیمه پنهان روابط برخی چهره هاى شاخص دوم خردادى ها با سرویس جاسوسى وامنیتى بیگانه و افرادى مانند جرج سوروس، بنى صدر، سلمان رشدى و... را برملا کرد.

"هاله اسفندیاري " می گوید: "علاوه بر برنامه کشورهاي خاورمیانه، هدف از برنامه ایران این بود که وقتی یک سخنران از ایران می آید و در یک مرکزي به اهمیت "مرکز ویلسون " صحبت می کند یک عده اي می آیند و حرف هاي آنها را گوش می کنند. این افراد سیاست سازان هستند.

سیاست سازان در واشنگتن کسانی اند که در نهادهاي دولتی، کنگره آمریکا، نهادهاي اطلاعاتی، رسانه هاي گروهی، بنیادها، دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی فعالیت می کنند. اینها طیف خیلی وسیعی را در بر می گیرند ".

"هاله اسفندیاري " خاطرنشان کرد: "نقش من یکی این بود که سخنران ها را شناسایی کنم و چون سال ها از ایران دور بودم در این مورد واقعاً با متخصصین ایرانی که در واشنگتن بودند مشورت می کردم و از متخصصین ایرانی که در سراسر آمریکا در دانشگاه ها، مراکز تحقیقاتی و غیره کار می کردند، اسم می خواستم. نحوه دیگر کار این بود که من بعضی وقت ها که به ایران سفر می کردم اگر اسمی داشتم با این شخص تماس می گرفتم و یک آشنایی برقرار می کردم ".

همچنین "یحیی کیان تاج بخش " بیان داشت: "دیدیم که یک بعد پروژه، برنامه هاي آشکار است و یک بعد دیگر نهادسازي، فرهنگ سازي و شبکه سازي ولی بعد سوم در واقع اهداف دراز مدت بنیاد سوروس هست که محتواي آن پیاده کردن فلسفه جامعه باز است."

در انتخابات 88 باورود میرحسین موسوي به عرصه انتخابات جریان افراطی فرصت را غنیمت شمرد تا با تدارك مقدمات لازم خط انقلاب مخملی را دنبال کند. رسوبات اندیشه مارکسیستی طبقات متخاصم در بین جریانات چپ ایران مولد رویکرد جدیدي شد که در انضمام با انگاره هاي لیبرالیستی مدرن می خواست تنش هاي اجتماعی طبیعی را به سمت و وسوي یک جنگ طبقاتی تمام عیار سوق دهد. این موضوع پیوند مستقیمی با تلاش دشمن براي یک انقلاب مخملی در ایران برقرار کرده بود.

4): خط ترور و بمب گذاري

بر اساس گزارش وزارت اطلاعات، عده اي در ستاد کروبی در تبریز طرحی را آماده کرده بودند که آقاي موسوي را ترور کنند یا با انفجار میتینگ آقاي موسوي فضاي ناامنی و مظلومیت ایجاد کنند. همچنین با بمب گذاري در مسجدحضرت امیر (ع) زاهدان و بمب گذاریهاي گسترده در شرق کشور خط ناامنی را دنبال نمایند. بمب گذاري در هواپیمایی که قرار بود از اهواز حامل آقاي خاتمی باشد؛ همچنین بمب گذاري در مسجد نارمک، حسینیه ارشاد و برخی محل تجمع هاي گسترده در دستور کار قرار گرفت.

1/2 - شناسایی افراد براي سازماندهی مرکز فرماندهی در ایران؛ 3 سال قبل پنتاگون گزارشی را براي مسئولین بلند پایه آمریکایی تهیه می کند. در آن گزارش استدلال می کند آمریکا باید با ایران رابطه برقرار کند و سفارت آمریکا در ایران را راه اندازي کند تا پروژه انقلاب مخملی را طراحی و اجرا کند. مسئولین بلندپایه نظام با شناخت کافی از توطئه آمریکا، اجازه چنین حرکتی را نمی دهند. لاجرم آمریکا اقدام به راه اندازي دفتر ویژه ایران در آمریکا می کند و "دختر دیک چنی " بعنوان مسئول این پروژه منصوب می شود. او در قالب این پروژه شروع به شناسایی افراد و یاري گیري نموده و دستورالعمل 2000 صفحه اي براي اجراي این پروژه تهیه کرده و افرادي در اعترافات خود اعلام می کنند براي آموزش کودتاي مخملی به این دفتر در دبی مراجعه کردند.

5)-خط اغتشاش

جریان فتنه بنا داشت چه آقاي موسوي پیروز بشود چه نشود خط اغتشاش را دنبال کند اولین گام در این رابطه در ساعت 5 /9 شب 22 خرداد رخ داد که ،. هنوز نتایج به روشنی مشخص نبود. در این اغتشاش عده اي دستگیر می شوند که معلوم می شود فرماندهی این افراد را "تاج زاده " و "امین زاده " بر عهده داشته اند. بلافاصله ساعت 23:23 آقاي موسوي مصاحبه می کند و به جاي سه ربع فقط 10 دقیقه حرف می زند و می گوید: "من پیروزم، در صورت اعلام عدم این پیروزي از سوي مراجع رسمی، در انتخابات تقلب شده است ". وي با تشکیک در نتایج، زمینه بحران زایی و نافرمانی مدنی را فراهم می کند.

کشف و خنثی سازي عملیات تروریستی در هواپیماي اهواز تهران، را باید کشف و خنثی سازي پروژه مزورانه "اصلاحات خون می خواهد، جانبازي کافی نیست " برشمرد، پروژه اي که با عنایات خداوند متعال و جانفشانی پاسداران امنیت کشور، خطري بزرگ را از کیان نظام اسلامی دور ساخت.

"هیلاري کلینتون "( 22 خرداد) می گوید: "اینکه مردم ایران می خواهند صدا و آرایشان شنیده و شمرده شود علامت بسیار مثبتی است... آمریکا از اظهار نظر درباره انتخابات ایران خودداري کرده است اما مسلماً امیدوار است نتیجه آن بازتابی از اراده حقیقی و آرزوي مردم ایران باشد. ما خواستار شمارش آراء به صورت عادلانه و شفاف هستیم و از برخی گزارش هاي واصله عمیقاً نگران هستیم. ما وضعیت متحول ایران را لحظه به لحظه زیر نظر داریم اما همانند دیگر نقاط جهان منتظر و نظاره گر این هستیم که ببینیم مردم ایران چه تصمیمی می گیرند. "

"رابرت گیبس " سخنگوي وزارت خارجه آمریکا( 22 خرداد) نیز می گوید: "همانند دیگر نقاط جهان مناظرات قوي و پرشور انتخابات ایران به خصوص در میان جوانان بر ما تأثیر گذاشت. ما همچنان کل وضعیت را به صورت دقیق، به خصوص گزارش هاي مربوط به اختلالات را زیر نظر داریم. "

رابرت گیتس وزیر دفاع( 22 خرداد) می گوید: "هیچ اهمیتی ندارد که چه کسی انتخاب می شود. ما منتظر می مانیم و می بینیم که چه نوع سیاست هایی توسط افراد انتخاب شده دنبال می شود. سیاست هاي ایران وابستگی کمتري به شخص مجري آن دارد."

"جوزف بایدن " ( 24 خرداد) می گوید: "من تردیدهایی در مورد نتایج انتخابات ایران دارم اما تا زمان بررسی کل روند، اظهار نظر نمی کنم. حکومت ایرانمردم را سرکوب کرده و آزادي بیان را با بستن سایت هاي شبکه هاي اجتماعی مثل فیس بوك محدود کرده است که سؤال برانگیز است. آراء قوي احمدي نژاد بر اساس تحلیل هاي قبل از انتخابات غیرمتحمل است. آیا این پاسخ است، آیا این پاسخ صحیح است. آیا این خواسته مردم ایران است ... منافع ما در قبل و بعد از انتخابات ایران عوض نشده است. ما از آنها می خواهیم که تلاش جهت دستیابی به سلاح اتمی و یا داشتن این تسلیحات، دست بردارند و دوم آنکه حمایت از ترور را متوقف کنند. گفتگو با ایران پاداشی در قبال رفتار خوب آنها نیست. "

اوباما رئیس جمهور آمریکا ( 25 خرداد) می گوید: "من از وضعیت فعلی ایران که در تلویزون می بینم رنجیده خاطر هستم. ارزش هایی مثل آزادي عقیده و ... ارزش هاي جهانی هستند که باید مورد احترام قرار گیرند... اینکه چه کسی رهبري ایران بر عهده گیرد مربوط به مردم ایران است اما ساکت نشستن هم غلط است و بررسی درباره نتایج انتخابات نباید به همراه خونریزي باشد. "

در همین هنگام است که گروههاي ضدانقلاب و معاند مثل سلطنطت طلبان، منافقین، لائیکها، گروههاي شیطانی و همه گروههاي ضدانقلاب بطوریکه رضاپهلوي خود را همسو اعلام می کند و زمان را براي تغییر رژیم مناسب می داند.

6)- الگوبرداري مستقیم از انقلاب هاي رنگی

انقلاب هاي رنگی و مخملی در جوامع پس اکمونیستی در اروپاي مرکزي، شرقی و آسیاي مرکزي اتفاق افتاد و این واژه براي نخستین بار از سوي "والسلاو هادل " رئیس جمهور پیشین چک، که در آن زمان رهبر مخالفان چکسلواکی سابق بود، وارد ادبیات سیاسی شد، انقلاب هاي رنگین و مخملین، جنگ سرد جدید و غیرایدئولوژیکی بود که در راستاي راهبرد جهانی آمریکا براي پرکردن خلأ قدرت شوروي سابق در اروپاي مرکزي و شرقی، آسیاي مرکزي و قفقاز و از میان برداشتن موانع هژمونی آمریکا عملیاتی شد.

الگوبرداري مشابه از یک سلسله تحرکات مرتبط به هم تحت عنوان انقلاب هاي رنگی در کشورهایی نظیر گرجستان، اوکراین، قرقیزستان و صربستان در ظرفیت سازي مدنی و شبکه سازي اخیر بسیار قابل توجه است.

به عنوان نمونه انتخابات پارلمانی 27 فوریه 2005 (میلادي) در قرقیزستان پس از آن که حامیان عسگر آقایف به پیروزي چشمگیر و قاطعی دست یافتند ،در پایان دور دوم راي گیري در 13 مارس سازمان امنیت و همکاري اروپا روند انتخابات را با نقایص فراوان توصیف کرد در حالی که به اذعان بسیاري از تحلیل گران این انتخابات بسیار آزادانه و دموکراتیک برگزار شد.

در پی یک سلسله اقدامات روانی سنگین نخستین اعتراضات به روند برگزاري انتخابات از شهرهاي جنوبی کشور آغاز شد ، 21 مارس 2005 آقایف تحت فشار افکار عمومی دستور بررسی تخلفات احتمالی را صادر کرد و در روز 24 مارس در جریان نخستین راهپیمایی بزرگ مردم ی در بیشکک (پایتخت ) ،دولت با حمله مردم به ساختمان اصلی اش سرنگون شد و با انقلاب گل لاله دولت قرقیزستان بی سر و صدا به نفع غرب تغییر کرد.

در انتخابات پارلمانی گرجستان نیز بهانه عمده مخالفین تقلب در انتخابات 2003 بود که در 23 نوامبر همان سال م نجر به کناره گی ري شواردنادزه از قدرت و آغاز حکومت ساکاشویلی (بالقب دن کیشوت گرجستان) شد.

در صربستان و اوکراین نیز وقایعی از همین جنس منجر به تغییر دولتها شد. در انقلاب نارنجی اوکراین ،پس از 6 روز نظاهرات حامیان یوشچنکو پارلمان این کشور نتیجه انتخابات را مخدوش و ملغا اعلام کرد و با برگزاري دوباره انتخابات ویکتور یوشچنکو با کسب 52 درصد آرا قدرت را در دست گرفت.

البته با توجه به مذهبی بودن و سنت گرایی جامعه ایران، سرمایه هاي اجتماعی گسترده در حمایت از نظام اسلامی و پررنگ بودن نقش محوري ولایت در ایران، راي 25 میلیونی ملت به رئیس جمهور منتخب و... شرایط کنونی مهیاي آزمون و خطاي تجارب کشورهاي مذکور در ایران نیست اما این بدان معنا نمی تواند باشد که ظرفیت سازي مدنی غیر مشروع ، تجمعات غیر قانونی پی در پی، دعوت مردم به آشوب و شورش، الغا ي تشو یش در اذهان عمومی با تردید نسبت به نتایج قانونی انتخابات و ... پتانسیل هاي لازم را براي پروژه براندازي نرم تقویت نمی کند. در واقع تحرکات اخ ی ر به نوعی تمرین انقلاب مخملی در ایران و نوعی اباحی گري سیاسی براي حساسیت زدایی در افکار عمومی بود.

فرایندهاي انقلاب مخملی بر بستر نبرد نرم آمریکا علیه جمهوري اسلامی ایران شامل شبکه سازي و نهادسازي براي انقلاب رنگی از جمله سازماندهی ها و سازمان رأي 88 ، آموزش عناصر جذب شده در شبکه ها و نهادهاي سازماندهی شده در دبی، دهلی نو، آمریکا، هلند و...، ترجمه و انتشار NGO کتاب ها و فیلم هاي آموزش انقلاب مخملی، دعوت بنیاد سوروس از تعدادي روزنامه نگاران به آمریکا، راه اندازي بی بی سی فارسی و تغییر سفیر انگلیس، زیر سؤال بردن سلامت انتخابات در ایران با تشکیل کمیته صیانت از آراء و القاء تقلب در انتخابات، بحران نمایی، تهدیدنمایی و سیاه نمایی از وضعیت کشور و القاء ناکارآمدي دولت، متهم کردن دولت به دروغگویی و تقلب براي جابجایی افکار عمومی، طراحی سناریوي اقدام ضدامنیتی و فریب اطلاعاتی در ماجراي پرواز اهواز، نمادسازي براي تهییج افکار عمومی، اعلام پیروزي قاطع در انتخابات قبل از انتخابات و درحین برگزاري انتخابات، درخواست ابطال انتخابات و فراخوان براي نافرمانی مدنی پس از اعلام نتایج انتخابات بود.

یکی از کتاب هاي آموزشی کودتاي مخملی که خلاصه اي از مبانی نظري و بیشتر با رویکردي عملی، آموزه هاي کودتاي نرم را بیان می کند توسط آلبرت اینشتین به منظور استفاده ترجمه « مبارزان راه دموکراسی »در رژیم هاي به زعم آنها دیکتاتوري، به زبان هاي مختلف از جمله فارسی موسسه شده است، نظریه پرداز اصلی این تفکر، جین شارپ، دکتر فلسفه و استاد علوم سیاسی چندین دانشگاه آمریکا و عضو ارشد اندیشکده آلبرت اینشتین است که از اواسط قرن بیستم نظریه خود را تبیین و بسط داد و معروف ترین کتاب وي تحت عنوان ««to Democracy »From Dictatorship از دیکتاتوري تا دموکراسی » است. این کتاب حدود 70 صفحه داشته و شامل 10 فصل و یک پیوست است. عناوین ده فصل این کتاب به ترتیب مواجهه واقع بینانه با دیکتاتورها، خطرات مذاکره، قدرت از کجا می آید؟، دیکتاتوري ها ضعف هایی دارند، بکارگیري قدرت، ضرورت برنامه ریزي استراتژیک، برنامه ریزي استراتژي، کاربرد مبارزه طلبی سیاسی، فروپاشاندن دیکتاتور و زیربناي دموکراسی پایدار بوده و در پیوست همین کتاب، 198 اقدام عملی پیشنهادي براي سرنگونی یک دیکتاتور شماره گذاري شده است.

بیش از 100 مورد از این طرح ها و برنامه ها در کشور ما اجرایی شد که در بسیاري از موارد هم تلاش هایشان موفق نبود.

هر چند این طرح در مراحل اولیه شکست خورد اما یکی از ویژگی هاي انقلاب هاي رنگی قدرت ترمیم و بازسازي آنها پس از ناکامی در یک مقطع حساس است. در حقیقت فرایندهاي زیردستی پروژه براندازي نرم در انتخابات مختلف اعم از اعتماد زایی، اعتبار زدایی ، مشروعیت یابی، نهادسازي، شبکه سازي، نافرمانی مدنی، تظاهرات اعتراض آمیز protest demonstration و ... ضمن پوست اندازي به سرعت احیا و ترمیم می شود و می تواند فضاهاي جدید به خصوص در انتخابات مختلف اعم از شوراها، مجلس، ریاست جمهوري و... وارد فاز عملیاتی گردد.

7) بستر سازي براي جنگ قدرت

دشمن در صدد است تا شکست انقلاب مخملی در ایران را با پروژه القاي جنگ قدرت مانند همان چیزي که در نپال و تایلند اتفاق افتاد، جبران کند. در این الگو موجی از ناآرامی و التهاب دائمی برفضاي عمومی کشور حاکم است. در تایلند با پایان تظاهرات زرد پوشان که رنگ خانواده سلطنتی در تایلند است و سقوط دولت سومچاي ونگساوات، سرخ پوشان خیابان هاي بانکوك را به تصرف خود درآوردند.

تاکسین شیناواترا نخست وزیر برکنار شده و متواري تایلند همین دو روز پیش به هوادارانش اعلام کرد به خاطر آنان به کشور باز خواهد گشت. در نپال هم وضعیت مشابهی بین گیانندرا دوازدهمین پادشاه حکومت سلطنتی این کشور که مخلوع شد و مائوئیست ها حاکم است. هنوز نیروهاي صلحبان سازمان ملل در این کشور حضور دارند و هرج و مرج ادامه دارد. مختصات محدود جنگ قدرت نسبت به انقلاب مخملی و امکان هدایت دقیق آن از بالا دشمن را به این سمت متمایل کرده که می تواند روي این پروژه کار کند و مقدمات یک کودتاي سیاسی را فراهم نماید.

بسترو زمینه طراحی این توطئه از دوحالت خارج نیست. یا دشمن به دلیل ضعف اطلاعاتی و تحلیلی از فضاي داخلی کشور و روابط حاکم بین مسئولان عالی رتبه نظام به این نتیجه رسیده است که واقعا رگه هایی از جنگ قدرت بین مقامات عالی کشور وجود دارد و می تواند با تحریک و پر رنگ كردن این رگه ها زمینه را براي یک جنگ قدرت تمام عیار فراهم کند و یا اینکه دشمن با علم به روابط مستحکم و دیرینه مسئولان نظام در صدد القاي جنگ قدرت در کشور است تا با سوء استفاده از تغافل و تجاهل عده اي که شم سیاسی ضعیفی دارند به اهداف و نتایج دلخواه خود برسد.

تجربه نشان داده است شاخک هاي اطلاعاتی دشمن ضعیف تر و کوتاه تر از آن هستند که بتوانند تحلیل و گزارش دقیقی از اوضاع کشور به اربابان خود در خارج از مرزها مخابره کنند.

8)جمع بندي:

امپراتورى شوروى سابق به عنوان یکى از دو ابر قدرت جهانی، مقهور نبرد نرم دولت آمریکا شد. اوکراین، گرجستان، قرقیزستان ودیگر کشورهایى که دستخوش انقلاب نارنجى شدند یکى پس از دیگرى به دامان غرب افتادند. اما پروژه براندازى نرم در ایران با هوشمندى ملت ایران در مرحله کلید، قفل کرد.

شاید حسین بشیریه که کمتر از یک دهه پیش به ”پدر دموکراسی“ در ایران معروف بود، زودتر از همه عمق شکست و گسست پروژه براندازى نرم را درك کرد. وى پس از سوم تیر و روى کار آمدن دولت نهم به آمریکا رفت و پروژه براندازى به اسم دموکراسى را براى همیشه مغبون اعلام کرد.

ناکامی پروژه براندازي نرم در ایران بدون تردید مرهون درایت رهبر معظم انقلاب است و باید به هوش و ذکاوت سیاسی معظم له دست مریزاد گفت. در حقیقت جایگاه و نقش ولایت فقیه در رأس نظام جمهوري اسلامی، دلبستگی آحاد مردم به گفتمان انقلاب، امام(ره) و رهبري، وجود نهاد مقدس سپاه و بسیج، تفاوت ماهوي نظام جمهوري اسلامی ایران با سایر کشورها از دلایل اصلی شکست پروژه براندازي نرم در مراحل مختلف به خصوص در مرحله انتخابات بود.

در شرایط کنونی پیکان پروژه براندازي نرم فضاي دانشگاهی و علمی کشور را نشانه رفته است و دانشگاه به دلیل ویژگی هاي ذاتی و عرضی آن مهم ترین میدان در جنگ نرم دشمن است. دانشگاه یکی از ابزارهاي برتري علمی کشور است و تفوق علمی یکی از ارکان اصلی امنیت جمهوري اسلامی است. دشمن به منظور تضعیف امنیت کشور دانشجویان، دانشگاهیان و اصل تولید علم را نشانه گرفته است.

انتخابات 22 خرداد نشان داد که راز ماندگاري انقلاب اسلامی حفظ و تقویت روحیه ایستادگی و پایبندي به آرمانهاي انقلاب و منطق امام خمینی(ره) است و امروز کشور در شرایطی است که هم مسئولان و هم مردم ضرورت این ایستادگی را درك می کنند. تجربه دولت نهم و تاکید بر گفتمان پیشرفت، عدالت و خدمت ثابت کرد با پایبندي به شعارها و ارزشهاي انقلاب اسلامی می توان پس از 30 سال حماسه بی سابقه حضور میلیونی در انقلاب 1357 را تکرار کرد. حدود 25 میلیون راي به رئیس جمهور منتخب نشان داد می توان با گفتمان انقلاب کشور را اداره کرد و روز به روز بر اعتماد مردم به سیاستها و اهداف نظام افزود.

نبرد نرم از نگاه فعالین سیاسی

جنگ نرم مهمترین چالش جمهوري اسلامی در دهه چهارم انقلاب

گزیده اي از سخنان محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب موتلفه اسلامی در نشست دبیران این حزب

* با دقت نظر و توجه به حوادث ناگوار قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوري دوره دهم ،کسی که کمترین فهم سیاسی از رفتار دشمنان نظام داشته باشد می داند که آنها مشغول سربازگیري در جامعه ما براي مدیریت جنگ نرم علیه انقلاب هستند. حوزه تکنوکرات ها، بوروکراتها، اصحاب رسانه و دانشگاهیان چهار حوزه اي هستند که دشمن طمع دارد و سربازگیري را در این حوزه ها دنبال می کند . جنگ نرم مهمترین چالش جمهوري اسلامی در آغاز دهه چهارم انقلاب است .

* همانگونه که مقام معظم رهبري در دیدار با دانشجویان و اساتید دانشگاهها اشاره داشتند ملت ما امیدوارند هم در حال حاضر و هم با توسعه آموزش عالی در کشور دانشجویان و اساتید دانشگاه به عنوان افسران و فرماندهان میدان نبرد نرم به وظیفه انقلابی خود در صیانت از حقوق ملت و تداوم حیات نظام اسلامی عمل کنند . حضور 40 میلیونی در صحنه انتخابات و راي بالا به رئیس جمهور منتخب نشان داد مردم دست دشمن را خوانده اند و در صیانت از اسلام و انقلاب چیزي کم نمی گذارند . دشمن شکست را پذیرفته و اکنون ما شاهد تغییر رفتار آنها هستیم، اما متاسفانه هنوز برخی غفلت زدگان و فریب خوردگان علی رغم روشنگري هاي متهمان دادگاه آشوب هاي اخیر نمی خواهند مسئولیت این شکست را بپذیرند و هر روز به دنبال یک ماجراجویی جدید هستند، ما امیدواریم قانون به این ماجراجویی ها پایان دهد .

* رفتار جدید دشمنان اسلام و انقلاب نشان می دهد که آنها ضمن پذیرش شکست برگشته اند تا با یک آرایش نو در میدان نبرد نرم فعالیت کنند، باید با هوشیاري همه تحرکات را زیر نظر داشت و به عمل و عکس العمل مناسب دست زد . ما باید در انتخابات آینده دنبال الگوي رقابتی باشیم که براي همیشه مداخله در امور داخلی توسط بیگانگان را منتفی کند و ضامن استقلال کشور و آزادي ملت باشد. ما نگاهمان باید به آینده باشد و به فکر جهش هاي بلند براي رسیدن به اهداف سند چشم انداز بیست ساله و خدمت بیشتر به مردم در جهت کار آمدي نظام باشیم.

نبرد نرم

نبرد نرم چیست، جنگاوران آن چه کسانی هستند و اتاق جنگ نرم کجاست؟

نبرد نرم یعنی تصرف فکر واندیشه و اراده یک ملت.

نبرد نرم یعنی تصرف اراده ملی و هدایت آن در جهت اهداف معین.

نبرد نرم تدریجی ، خزنده و خاموش صورت می گیرد.

قدرت نرم توانایی شکل دادن اولویتهاي دیگران است.

قدرت نرم توانایی جذب است، آن هم جذبی که راه به رضایت و تسلیم می برد.

برخی فکر می کنند نبرد نرم و بهره گیري از قدرت نرم پس از فروپاشی شوروي و تغییرات در برخی جمهوریهاي شوروي سابق از سوي غربی ها به عنوان یک پدیده در دو دهه اخیر پدیدار شده است. اولین نبرد نرم و باز تولید قدرت نرم توسط امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوري اسلامی در تاریخ معاصر علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی مورد استفاده قرار گرفته است. امام خمینی (ره) خود مبدع نبرد نرم در تاریخ معاصر است . هم او بود که بدون شلیک گلوله اي یک قدرت سرتا پا مسلح و مستظهر به قدرتهاي هسته اي جهان را از پاي درآورد. استراتژیستهاي غرب و شرق بعدها در شناسایی انقلاب ما و رفتار و دکترین امام خمینی (ره) پس از سالها مطالعات موفق به کشف قدرت نرم و جنگ نرم شدند. امام خمینی (ره) براي اولین بار به در نگاه به استراتژي امنیت ملی از آن یاد می کنند علمی نیست. قدرت « تهدید » و « قدرت » دانشمندان علوم سیاسی فهماند تعاریف و مفاهیمی که از فقط ثروت، منابع طبیعی ، سرزمین، فاکتورهاي اقتصادي نظامی و ثبات سیاسی و اجتماعی نیست.

قدرت نرم رکن اصلی در سیاست و برقراري نظم دموکراتیک است .

قدرت نرم یکی از مولفه هاي کلیدي رهبري است که یک پاي آن در شخصیت کاریزماتیک رهبري می باشد.

آنچه امروز به عنوان براندازي نرم در ایران تست می شود، بازتولید نوعی حرکت از جنس انقلاب اسلامی و شبیه سازي آن است. کشوري که 50 درصد 3 درصد جمعیت دنیا در آن زندگی می کند، اکنون مورد بغض ، کینه و نفرت جهانی است. این کشور ، ثروت جهان را در اختیار دارد در حالی که تنها نمی تواند رهبري نبرد نرم علیه ایران را مدیریت کند. ژنرالهاي این نبرد از پیش مهر خیانت به وطن و دین خود را برپیشانی دارند، آنها نمی توانند به نبرد با ملتی بپردازند که در دین خواهی و وطن دوستی سرآمد مردم جهانند. ژنرالهایی که غرق در شهوت شکم وهوس هستند نمی توانند تغییر رفتار ملتی را مدیریت کنند که جز به ارزشهاي الهی و انسانی به چیزي نمی اندیشند. آنها فاقد یک رهبري مشروع و قانونی در این نبرد هستند . چشم امید آنها به احزاب، مطبوعات ، رسانه هاي دیداري و شنیداري ، مراکز فرهنگی و هنري، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و سازمانهاي مردم نهاد است. فساد در سلسله مراتب قدرت و مدیریت مدعی براندازي نرم ، و فقدان یک ایدئولوژي واحد و مقدس کارآمدي آنها را در نشستی که در اتاق جنگ نرم برعهده آنها گذاشته زیر سوال برده است. نبرد نرم در برهه اي با یک سوزنبانی دقیق به نبرد سخت تبدیل می شود. هیچ کدام از سربازان و ژنرالهاي آنها حاضر به پرداخت کوچکترین هزینه براي پیشبرد نبرد سخت نیستند. وقایع 18 تیر سال 78 و 30 تیر سال 88 آینه خوبی براي این ارزیابی است . حتی قدرت فوق العاده سربازگیري آنها کمکی به پیشبرد پروژه نبرد نرم نکرد.

اعتبار و آبروي انقلاب اسلامی و رهبري آن به قدري است که وقیحانه ترین و شرم آورترین بدمستی هاي شیفتگان قدرت و فریب خوردگان را در تیزاب هوشیاري ملت ذوب می کند و آثاري از آن باقی نمی گذارد حتی اگر منحرفان و بدخواهان از اعتباري چون مرجعیت ، روحانی بودن و یا ... سود جویند.

اکنون ما در وسط میدان نبرد نرم هستیم . انقلاب چهارمین دهه حیات خود را تجربه می کند. این طور نیست که چند جامعه شناس ، روان شناس ، مردم شناس ، متخصص علوم ارتباطات ، روزنامه نگار، فیلسوف و ... در اتاق جنگ نرم در آن سوي آبها ، در لندن ، واشنگتن ، پاریس ، بن و ... بنشینند خوراك تهیه و بتوانند اذهان نخبگان و مردم ما را مدیریت کنند.

آنها احمق تر از آنند که بتوانند یک سامري در ایران پیدا کنند وبا تمهید یک گوساله مدرن از طریق 500 کانال ماهواره اي با باد سکس و خشونت و بی حیایی، توحید نبوت و امامت را در ایران تعطیل کنند. توفان و گردباد هوشیاري ملت همه این باد و بودها را در خود هضم می کند .

موساي امام و رهبري، ما را از دست فسق و فساد فرعون پهلوي نجات داد.

موساي امام و رهبري ملت ما را از وسط دریاي نیل توطئه و تباهی سرمایه داري و صهیونیسم نجات داد و راه نجات را در توحید و بندگی را در کشور ما هموار کرد. محال است این ملت دوباره به وادي شرك و طاغوت برگردد.

امروز اتاق جنگ نرم در آن سوي مرزها در تدارك چهره پردازي یک موسی و موسوي قلابی هستند!

مردم در انتخابات دهم با راي قاطع خود دست رد بر چنین چهره پردازي زدند اما توطئه و فریب هنوز ادامه دارد . بخشی از مشغولیت افسران و فرماندهان نبرد نرم باید به پاسخ به شرارت موساهاي قلابی اختصاص داشته باشد.

حضور مجلس در میدان نبرد نرم

رفتار شناسی دو تن از نامزدهاي مطرح در انتخابات ریاست جمهوري دهم نشان می دهد آنها به بهانه رقابت با احمدي نژاد به عنوان یکی از نامزدهاي مطرح وارد بازي خطرناکی شده اند که اصل نظام و ارکان آن را به چالش کشیده اند . رفتار آنها بویژه پس از اعلام نتایج نشان داد اولین هدف آنها ضربه به امنیت و اقتدار ملی ایرانیان در برابر گرگهاي منطقه و جهان بویژه صهیونیسم بین الملل است.

اردوکشی خیابانی به عنوان نمادي از نبرد نرم و تبدیل آن به نبرد سخت از سوي حافظان انقلاب اسلامی و نهادهاي مسئول و نیز حضور مردم در صحنه به شکست انجامید. البته عدم همراهی طرفداران آنها هم مزید برعلت شد و ژنرالهاي این تبهکاري سیاسی به چنگال عدالت و قانون افتادند.

بیانیه هاي سریالی ورشکستگان سیاسی تنها زینت بخش برنامه هاي رادیویی و تلویزیونی و شبکه هاي ماهواره اي دشمن شد و مردم وقعی به آن ننهادند.

دو اتفاق مهم در این ماجرا رخ داد: یکی موضع خروج عده اي برحاکمیت به بهانه باخت در انتخابات بود.

یکی هم برخی قصورها و تقصیرهایی که ضابطان دستگاههاي قضائی در برخورد با برخی متهمان داشتند ، نظیر آنچه که در بازداشتگاه کهریزك رخ داد .موضوع اول موضوع مهمی است که 90 درصد ماجراست.

مقام معظم رهبري در دیدار دانشجویان و نخبگان علمی فرمودند: عده اي ، ظلم بزرگی را که پس از انتخابات به مردم و نظام اسلامی شد و هتک آبروي نظام در مقابل ملتها را نادیده می گیرند و مسئله کهریزك را قضیه اصلی قلمداد می کنند ، این نگاه خود یک ظلم آشکار است .

برخی فکر می کنند انتخابات یک دعواي شخصی یا یک رقابت سیاسی بین احمدي نژاد و موسوي بود . پس از اعلام نتایج هم یک دعواهایی پیش آمد چون موسوي عصبانی شد یک عده اي گرفتار شدند. حالا باید از گرفتاري نجات یابند تا دعوا حل شود. در حالی که اگر شعارهاي تظاهرات شرارت آمیز خیابانی را مرور کنیم متوجه می شویم قصه ، قصه دیگري است، اصلا در آن شعارها این دعواها مطرح نیست . حمله به مردم، غارت مغازه ها ، حمله به پایگاه بسیج و شعار علیه مقدسات مردم و نظام که جزء دعواي دو نامزد انتخاباتی نیست. آنچه اتفاق است و فرماندهان آن بدون شک باغی هستند. قوه قضائیه با قدرت و بدون رودربایستی لازم است « بغی » با نظام و از مصادیق « نوعی محاربه » افتاد حکم خدا را اجرا کند . نظیر آنچه آیت الله سید احمد خاتمی در نماز جمعه 5 تیر 88 به عنوان یک فقیه درخطبه ها فرمودند.

اما موضوع دوم که خیلی مهم هم هست مسئله کهریزك است که 10 درصد ماجراست . و نهایتا کسانی که مرتکب جرم در رفتار امنیتی خود شدند باید مجازات شوند و مجازات آنها حداکثر قصاص و یا دیه است مجلس در این موضوع دوم خوب وارد شد و از همان ابتدا با تشکیل کمیته ویژه تحقیق و تفحص براي کسانی که حقوقشان ضایع شده ، مردانه ایستاد و اکنون هم پیگیري می کند.

اما سخن در آن است که در موضوع اول که 90 درصد ماجراست و ما اکنون در وسط نبرد نرم با شرورترین دشمنان نظام در داخل و خارج هستیم و عده اي در این میدان دانسته یا ندانسته با دشمن همکاري و همگرایی کردند، چه باید کرد !؟

مگر انقلاب و دستاوردهاي آن در این شرارت هاي خیابانی و خروج برحاکمیت به خطر نیفتاد . مگر استقلال کشور را تهدید نکردند و به اقتدار ملی ضربه نزدند، پس سوگند نمایندگان مجلس در دفاع از حریم اسلام و دستاوردهاي انقلاب چه می شود؟ نباید برخی در مجلس در ادامه حمایت از نامزد موردنظر خود طوري مجلس را منفعل کنند که تمام بی مهریهاي صورت گرفته به مردم و نظام فراموش شود و فقط پیگیري تخلفات کهریزك در دستور کار باشد!

البته ریاست محترم مجلس و برخی نمایندگان محترم در نطق هاي قبل از دستور نسبت به موضوع کودتاي نرم موضع گرفتند و آن را محکوم کردند اما این اقدام مجلس با همان انگیزه اي که در 10 درصد قضیه وارد ماجرا شده بسیار تفاوت دارد.

مجلس باید به عنوان یکی از ارکان نظام تعریف مشخصی از خود در میدان نبرد نرم در افکارعمومی ارائه دهد. حداقل به عنوان یکی از دو نهادي که نماد جمهوریت نظام است بایداز تهدیدي که علیه جمهوریت نظام صورت گرفته دفاع نماید و به وظیفه خود در پاسخ به مطالبات مردم عمل کند.

من در اینجا لازم می دانم از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عمل به وظیفه خود وفق اصل 150 قانون اساسی در کنترل و مهار کودتاي سبز مخملی در صیانت از انقلاب و دستاوردهاي آن تشکر کنم.

ما و مواجهه با جنگ نرم

و ارتباط آن با تحولات اجتماعی از منظرهاي متفاوتی سخن گفته شده است. این واژه بخصوص بعد از انتخابات اخیر ایران وارد « جنگ نرم » درباره مباحثات روزمره اجتماعی ما شده و از بحث هاي آکادمیک -دانشگاهی-فاصله گرفته است. در عین حال از آنجا که از جنگ نرم بعنوان یک تهدید مهم علیه انقلاب یاد می شود، توجه به ابعاد آن ضروري است که به بعضی از موارد آن اشاره می کنیم:

واژه جنگ نرم ( Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) کاربرد دارد البته گاهی به جاي جنگ از واژه هاي تهدید یا قدرت استفاده می شود ولی در نهایت معمولا به یک مفهوم ختم می شود. نظریه جنگ نرم طی دهه هاي اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است. دراین باره منسجم ترین کتابی که با عنوان Soft Power- قدرت نرم- انتشار یافته به جوزف ناي تعلق دارد. وي معتقد است مبناي قدرت سخت یا جنگ سخت بر است او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از « اقناع » و مبناي قدرت نرم بر « اجبار » رسانه بعنوان قدرت نرم نام برده است. البته اگر مبناي قدرت سخت بر اجبار و مبناي قدرت نرم بر اقناع باشد می توان به این تفکیک جوزف ناي خورده گرفت چرا که رسانه، اقتصاد و دیپلماسی می توانند در ذیل هر دو عنوان سخت یا نرم قرار گیرند. نرم یا سخت بودن آن بستگی به این دارد که در نهایت براي وادار کردن طرف مقابل به انجام کاري یا بازداشتن او از کاري استفاده می شود یا از این ها بعنوان یک اقدام تشویقی و اقناعی استفاده می شود اما به هر حال در اینکه امروز استفاده از قدرت نرم براي تامین منافع ملی و تمامیت ارضی و حفظ کشور یک ضرورت است و مراقبت از کشور در برابر تهدید نرم حیاتی است، اختلافی وجود ندارد.

2- حوادث پس از انتخابات کشور نشان داد که استفاده از قدرت نرم علیه تمامیت ارضی، استقلال و هویت ملی کشور تنها در شرایط ضعف و شکست هم از این ابزار براي تضعیف موقعیت داخلی و بین المللی انقلاب و نظام استفاده می شود از « پیروزي هاي خیره کننده » نظام اتفاق نمی افتد بلکه در این رو رهبرمعظم انقلاب اسلامی براي خنثی کردن این مرحله حساس از تهدیدهاي دشمن، دانشجویان، اساتید دانشگاهها و هنرمندان را به میدان فراخوانده اند.

این فراخوان از یک سو پایان نیافتن توطئه نرم علیه انقلاب را تداعی می کند و از سوي دیگر نشان می دهد که اگر چه تهدید نرم علاوه بر نظام را هدف قرار داده است ولی رزمندگان سنگر انقلاب در این میدان اولا و بالذات نیروهاي امنیتی نیستند هرچند « اصالت » و « امنیت » ،« موجودیت » نیروهاي امنیتی نیز در این میدان وظیفه حساسی را به دوش دارند.

3- در جنگ نرم، دشمن از ادبیات سیاه- تاریک نشان دادن آینده- بهره می گیرد و با سوار شدن بر مرکب تردید- در اصول، مبانی و دستاوردها- تلاش می کند تا نظام و حافظان آن را مرعوب نماید و با فرسایشی کردن فضاي سیاسی، نیروهاي اصلی نگهدارنده را خسته نماید بر این اساس طی دو ماه گذشته ما شاهد حداکثر سیاه نمایی روي موفقیت هاي بزرگ نظام- شامل موفقیت در جلب بی نظیر حضور مردم در صحنه انتخابات، موفقیت هاي بزرگ در سیاست خارجی، موفقیت بزرگ در کم کردن فاصله طبقات اجتماعی، موفقیت بزرگ در پاکدستی مدیران و فعالیت شبانه روزي آنان، به ثمر نشستن سیاست هاي منطقه اي ایران، روزآمد کردن شعارهاي انقلاب و...- بوده ایم. در همان حال نیروهاي داخلی جنگ نرم با نیروها و قدرت هاي خارجی جنگ نرم چنان آمیختند که سوا کردن این دو از یکدیگر به غایت دشوار گردید این همه براي آن بود که به شهروند ایرانی که براي انقلاب و نظام برآمده از آن بیش از 40 سال تلاش کرده است، بباورانند که حرف هاي انقلاب از اساس نادرست است. ببینید نخست وزیر اوائل انقلاب و رئیس جمهور سابق و رئیس مجلس اسبق و... چه می گویند و چگونه براي دست یافتن به قدرت، خود را به آب و آتش می زنند پس این دعواها همه ماهیت قدرت طلبی دارند! کنار بکشید!، هرچه می خواهد بشود، بشود! لازم نیست شما از افراد نام ببرید ولی لازم است .

رهبر معظم انقلاب اسلامی - دامت برکاته- براي خنثی شدن این ترفند به اساتید دانشگاهها فرمودند: « که به دانشجویان امید بدهید تا دستاوردهاي بزرگ کشورشان را کوچک نبینند».

4- در جنگ نرم، دشمن با واقعیت کاري ندارد بلکه او واقعیت را براي مخاطب می سازد. شما همین روزها شاهدید با وجود اینکه بعضی از کسانی که نام برده می شد، زنده بودن خود را در تلویزیون اعلام کردند، هنوز بعنوان کشته یاد می شوند! و جالب تر اینکه تلاش وسیعی « شهداي سبز » از آنان به صورت می گیرد تا تعداد این کشته ها به 72 تن برسد حتی اگر لازم شد نام دختري که چندین بار از منزل متواري شده و در نهایت هفته ها بعد از قرار می دهند تا این عدد مقدس تکمیل شود. در این صحنه « شهدا » حوادث انتخاباتی خود را از پل عابر پیاده به زیر افکنده و جان باخته است در لیست اساساً واقعیت مهم نیست. مهم این است که در بازي تبلیغات سیاه، روي چه چیزي توافق و تأکید شده است. البته براي مردم ایران واقعیت ها پوشیده نیستند و عدم واقعیت هاي خلاف گوها هم سکه اي است که عمر آن به 10 روز نرسید .

5- در این جنگ نرم، محیط هاي جوان «میدان مناسب » ارزیابی می شود در واقع استفاده از« مظلوم گرایی » و « احساسات » چاشنی اقدامات خطرناك و هزینه بري است که فرماندهان آشوب خود از پذیرش آن اجتناب می ورزند. در این میدان آن دسته از نیروهاي جوان که به دلیل برخورداري از « فهم استوار » و « زیرکی سیاسی » دست فتنه گران را می خوانند وظیفه اي خاص بر عهده دارند. کما اینکه نخبگان دوران دیده هم براي کنار زدن پرده هاي تردید - که گاهی پرده هاي تردید، دلهاي پاك را هم می لرزاند- باید به میدان آمده و حقایق را بیان نمایند. از این رو رهبر معظم انقلاب روي رسالت دانشجویان - با عنوان افسران جوان- و اساتید دانشگاه - با عنوان فرماندهان خودي جبهه نرم- انگشت گذاشته و مسئولیت شان را یادآور شدند.

6- در جنگ نرم، دشمن اصلی هزینه چندانی نمی پردازد -اگر چه البته پول زیادي خرج می کند- هزینه را نیروهاي داخلی- عمدتاً با دریافت حق العمل - می پردازند و صد البته در این میدان آن دسته از نیروهاي داخلی که براي تغییر وضع موجود انگیزه شخصی قوي تري دارند نقش برجسته تري مهمترین انگیزه شخصی است. بعضی از نخبگان گردن کلفت که در کشور به « کنار رفتن پرده ها » دارند. براي پاره اي از مسئولان سابق مانع شدن از انواع فسادها آلوده شده اند، طبعاً نمی خواهند باب سؤالات باز شود از این رو حاضرند به قیمت زیر سؤال رفتن کشور، ریخته شدن خون بی گناهان و بر باد رفتن حیثیت ملی مانع مفتوح شدن پرونده ها شوند. این ها به آسانی و به طرفه العینی جذب برنامه هاي دشمنان قسم خورده اسلام می شوند و عناوین سیاسی آنان، مانعی براي ایفاي نقش در براندازي نظام نخواهد بود. با این وصف اگر کسی تصور کند براي وحدت می توان از خطاهاي آنان باشد که بر تداوم آن اصرار نمی شود. آنان در بیانیه هاي رسمی با « خطا » چشم پوشی کرد، دچار خطاي بزرگتري شده است .اگر اقدام آنان صرفاً یک صراحت می گویند نظام کوتاه بیاید تا ما کوتاه بیائیم. نظام باید از چه چیزي کوتاه بیاید؟ بدون تردید منظور آنان کوتاه آمدن نظام در پرونده هاي کلان سوءاستفاده هاي اقتصادي و مالی است. همین چند روز پیش یکی از این افراد در نامه اي از قوه قضائیه خواسته است که از پیگیري پرونده دو متهم- که اینک در بازداشت به سر می برند- خودداري کند. استدلال ظاهري این است که این دو به فلان دولت وقت کمک هاي مؤثري در جذب کمک بوده اند و « بعضی ها » هاي خارجی به کشور داشته اند ولی این واقعیت ندارد. واقعیت این است که این دو نفر واسطه سوءاستفاده هاي میلیاردي پیگیري این پرونده می تواند این روابط ناسالم و شرم آور اقتصادي را برملا کند. در همان حال برخی از خبرها حکایت از این دارد که این دو با سازمان جاسوسی آمریکا مرتبط بوده اند که در نامه توصیه مورد اشاره بی اهمیت فرض شده است!

7- جنگ نرم، صحنه تقابل دروغ هاي بزرگ با واقعیت هاي تردیدناپذیر است در این میدان دروغ هاي بزرگ لباس واقعیت هاي تردیدناپذیر به تن می کنند و واقعیت هاي تردیدناپذیر، دروغ هاي بزرگ خوانده می شوند. بیانیه ها و نامه هاي اخیر آقایان موسوي و کروبی که از طریق حدود 2500 سایت و وبلاگ بازتاب داده شده و پی درپی در تلویزیونها و رادیوهاي آمریکا، اروپا، اسرائیل و عربستان نشخوار می شوند، دروغ هاي بزرگی اند که به پیکار واقعیت هاي تردیدناپذیر آمده اند. در این جنگ نرم، کافی است که هواداران جبهه حق بیدار باشند و بیکار ننشیند چرا که زبان حق همیشه مؤثرتر از زبان باطل است و نیک می دانیم که« للحق دوله و للباطل جوله » .

ادامه مطلب


   

       ا+|نوشته شده در دوشنبه 1390/09/28 ساعت 16:38 توسط فدایی راه ولایت        


آخرين مطالب پايگاه

    
     شبی که دلها را زنده میکند
     اعمال شب و روز نیمه شعبان
    
     حیف بود "آقا سعید" رئیس جمهور شود!
     آقاي من!
     رفاقت‌ها بایدجای رقابت را پر کنند/رئیس‎جمهور منتخب،رئیس‌جمهور‌همه‌ملت است/اکنون وقت کار است/تشکر از
     نداشتن برنامه جهت تربیت فرزندان در عصر ظهور
     اين جانباز از 15 سال پيش طعم غذا را نچشيده
     چادرم...